جهان بينى و شناخت

جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ١١٠

ازدست داده و به آن «مغالطه» مى‌گويند. ارسطو در توضيح مغالطه، مثال زيبايى‌مطرح‌مى‌كند:
يك شى‌ء ممكن است از زر ناب يا زر كم‌عيار و يا سيم زر اندود ساخته شود. استدلال نيز گاهى تمام عيار و پاك و بى‌غش است و آن برهان مى‌باشد و گاهى روكشى از طلا دارد، ولى طلاى حقيقى نيست و آن مغالطه است و البته تا كسى نقّاد و بصير نباشد، نمى‌تواند بين زر مغشوش و ناب و سيم خالص و دغل تفاوت بگذارد. «١» اقسام مغالطه‌ منشأ اشتباه در قضايا يا ريشه لفظى دارد و يا ريشه معنوى. بنابراين، مغالطه به دو قسم لفظى و معنوى تقسيم مى‌شود. و ما در اين درس، به توضيح برخى از مغالطه‌ها مى‌پردازيم. استاد شهيد مطهرى در اهميت شناخت انواع مغالطه مى‌نويسد:
شناختن انواع مغالطه‌ها و تطبيق آنها به موارد، كه از چه نوع مغالطه‌اى است، ضرورى و لازم است. مى‌توان گفت: قياس مغالطه بيشتر از قياس صحيح در كلمات متفلسفان وجود دارد. از اينرو، شناختن انواع مغالطه‌ها و تطبيق آنها به موارد، كه از چه نوع مغالطه‌اى است ضرورى و لازم مى‌باشد. «٢» مغالطه‌هاى لفظى:
همان‌گونه كه گفته شد، مغالطه‌هاى لفظى به مغالطه‌هايى گفته مى‌شود كه منشأ اشتباه در آنها ريشه لفظى دارد. مهمترين آنها عبارتند از:
١- اشتباه به‌دليل وجود اشتراك در لفظ: بيشترين اشتباهات در مغالطه‌ها از قديم به همين قسم اشتراكات لفظى باز مى‌گردد. افلاطون، كه خود يك حكيم بزرگ بوده، كتابى در خصوص صناعت مغالطه نوشته و در آن از مغالطه‌هاى لفظى، كه شايعترين و مهمترين نوع مغالطه است، آورده و از نوشتن ساير اقسام مغالطه به‌دليل كم‌اهميت بودن‌