جهان بينى و شناخت - سبحانی، سعید - الصفحة ١٠٩
موانع شناخت (٣)
مغالطه دنياى امروز دنياى آراء و انديشههاى گوناگون است و صاحبان مكاتب هر يك، داعيه هدايت و سعادت بشر را دارند. شكى نيست كه حقيقت بيش از يكى نمىباشد و باطل هرگز با مُهر بطلان خود را بر انسان عرضه نمىكند، بلكه نقاب حقيقت به چهره مىكشد.
اهل باطل نيز همواره سخن خود را آگاهانه يا ناآگاهانه، به زيور حقيقت مىآلايند تا در دلها بنشيند و مغالطه چيزى جز اين نيست.
البته افراد واقعگرا هميشه از مغالطه مىپرهيزند؛ زيرا مقصود آنان رهبرى مخاطب به واقعيات است، از اين جهت، در كلام الهى و آموزگاران او، كوچكترين اثرى از مغالطه ديده نمىشود و فقط گمراهانى از مغالطه استفاده مىكنند كه مىخواهند براى خود هوادارى بيابند و براى رسيدن به اين هدف از اين حربه استفاده مىكنند.
بنابراين، بر هر محقق لازم است كه از واقعيت مغالطه آگاه گردد.
تعريف مغالطه هر استدلال از يك صغرى و يك كبرى تشكيل مىشود و زمانى علمآور خواهد بود كه علاوه بر رعايت شروط مدوّن در علم منطق، قضاياى آن يقينى «١» باشد. اما در صورتىكه از مشبّهات «٢» يا وهميّات «٣» تشكيل شده باشد، قياس، برهانى بودن خود را