مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٧
است كه در شكلهاى ديگر حاكميت اتّخاذ مىشود.
نظام بينالملل «١» در مبحث قبل كشور را به عنوان مهمترين عنصر مؤثر در تصميمگيريهاى سياسى نظامى مورد بررسى قرار داديم؛ اينك به يكى ديگر از عناصر تعيينكننده در اتّخاذ و هدايت سياستها و استراتژيها مىپردازيم، اين عنصر كه از آن تحت عنوان «نظام بينالملل» نام برده مىشود، محدوديتها و گاه تسهيلاتى براى انتخاب استراتژى به وجود مىآورد. به عنوان مثال، بسيارى از كشورهاى مستقل اروپاى شرقى پس از جنگ جهانى دوم، تحت تأثير نظام دوقطبى حاكم، به صورت اقمار شوروى (سابق) درآمدند.
در اين قسمت، سعى بر آن است كه به سؤالات زير كه مهمترين سؤالات در اين زمينه است، پاسخ داده شود: نظام بينالمللى كه بر تصميمگيرى كشورها تأثير مىگذارد، به چه معناست، از چه عناصرى تشكيل شده؟ چه اصول و قوانينى بر اين عناصر حاكم است؟
همچنين از چه ابزارهايى براى تأثير بر سياستها و استراتژيهاى منطقهاى و مانند آن بهره مىگيرد؟ آيا شكل نظام بينالملل و ميزان قدرت آن در طول تاريخ يكسان بوده است؟
قبل از پرداختن به پاسخ سؤال اول، ذكر اين نكته لازم است كه هر يك از كلمههاى «نظام» «٢»، «بينالملل» و واژه تركيبى «نظام بينالملل» داراى معناى خاص و جداگانهاى هستند، امّا در مبحث حاضر از تعريف كلمههاى نظام و بينالملل، صرف نظر شده و فقط به تعريف كلمه نظام بينالملل اشاره مىگردد.
تعريف نظام بينالملل مسائل نظامى و استراتژيك معاصر ٩٨ ب - خصوصيات سازمانهاى بينالمللى ص : ٩٨ يكى از مهمترين تعريفهاى نظام بينالملل، آن را به معناى قطب و مركز ثقل سياست