مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٠
اتحادهاى امروزى كه بطور عمده به صورت آشكار صورت مىگيرد، بر خلاف ساير استراتژيهاى سياسى، داراى تعهدات نظامى است. افزايش توان نظامى، سياسى، فرهنگى و اقتصادى ناشى از عضويت در پيمان، هميشه براى دفاع يا تهاجم عليه دشمن خارجى به كار نمىرود، بلكه گاهى اين توان براى سركوبى تهديدات يا حركتهاى مردمى داخلى مورد استفاده قرار مىگيرد (مانند عضويت ايران در سنتو). «١» عملى شدن يا نشدن هدفهاى همه اعضا و يا يكى از آنها، اختلاف ميان متعاهدين، روى كارآمدن نخبگان سياسى جديد در يكى از كشورهاى عضو، وقوع جنگ بين طرفين معاهده، تغيير اساسى در اوضاع و احوال بين المللى، انقضاى زمانى اتحاد، عدم هماهنگى در ارزشها و ايدئولوژى بين اعضا و نظاير آن از عوامل شكاف و فروپاشى اتحادها به شمار مىروند. «٢» استراتژيهاى نظامى (مستقيم)
هنر و علم به كارگيرى قدرت نظامى، به منظور نيل به اهداف سياست ملى از طريق به خدمت گرفتن نيرو (سربازان)، تهديد يا اعمال قدرت، تعريفى است كه تا حدى مبيّن استراتژى نظامى است. بطور عمده استراتژى نظامى در همان مفهوم استراتژى كلاسيك به كار مىرود كه مفهوم جنگ را مجسم مىكند. در واقع، استراتژى هستهاى كه تركيبى از سه استراتژى نظامى زمينى، دريايى و هوايى مجهز به تسليحات هستهاى است، علاوه بر نقش حساس و با اهميت سلاح و مسائل نظامى، به كارگيرى مسائل سياسى و اقتصادى و فرهنگى مبتنى بر بازدارندگى براى رسيدن به اهداف، مشاهده مىشود و از اين جهت از استراتژى نظامى (مستقيم) متمايز و به «استراتژى جنگِ كم شدت»- صرف نظر از كاربرد تسليحات هستهاى- نزديكتر است. استراتژى نظامى (مستقيم) به چهار نوع تقسيم مىشود.
الف- استراتژى زمينى:
استراتژى زمينى مشتمل بر چگونگى تسلط بر دشمن، اراضى و استحكامات آن است.