مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٧
فرا مىرسد و زندگى عادى در روى زمين مختل خواهد شد. «١» برخلاف زمين، هواى بالاى سطح دريا فقط به اندازه چند درجه سردتر خواهد شد.
همين كاهش اندك دما، ممكن است مه غليظى را براى مدت طولانى، بر روى سطح درياها ايجاد كند. علاوه بر آن، تفاوت دماى خشكيها و آبها موجب طوفانهاى شديد مىگردد. در نتيجه، مه غليظ و طوفانهاى شديد، عبور و مرور كشتيها، ماهيگيرى و جريان عادىِ حمل و نقل دريايى و نيز، تجارت بينالمللى را با ركود و سرانجام توقف كامل مواجه خواهد كرد. «٢» علاوه بر موارد فوق، مواد راديواكتيو متصاعد شده از انفجارات هستهاى، مواد غذايى موجود و ذخاير آب را آلوده مىسازد و رشد گياهان بر اثر فقدان نور و انرژى خورشيدى و كاهش شديد بارندگى، بكلى متوقف مىشود. اين در حالى است كه در پى انفجارات هستهاى، جنگلها و شهرها دچار آتشسوزى شده و ذخاير بالفعل و بالقوه از بين مىروند. در نتيجه، آنانى كه باقى ماندهاند (انسانها و موجودات ديگر) بر اثر گرسنگى و تشنگى جان خواهند باخت و اين به منزله پايان حيات در زمين است. «٣» ج- آثار جسمى و روانى بازماندگان جنگ هستهاى نيز، از آثار جسمى و روانى چنين جنگى مصون نخواهند بود، زيرا آنان به علت صدمات ناشى از انفجارات هستهاى، مبتلا به بيماريهاى مختلف و متعددى مىشوند كه تعدادى در كوتاه مدت و برخى در دراز مدت، آثار زيانبخش خود را آشكار خواهند كرد. تأسفانگيزتر آنكه، بعضى از اين بيماريها، هرگز بهبود نمىيابند و گاه فرد بيمار را به كام مرگ مىكشاند.
بطور دقيقتر، از لحاظ جسمى، نجاتيافتگان از يك جنگ هستهاى، بر اثر صدمات ناشى از آن، بيش از گذشته به بيماريهاى عفونى، مُسرى و پوستى مبتلا خواهند شد، زيرا از يك سو، مقاومت سيستم دفاعى بدن در مقابل عوامل بيمارىزا، به علت تأثيرات