مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٠
گرفته است، زيرا انسان آشنايى و تجربه بيشترى در به كارگيرى جنگهاى غير هستهاى داشت و همچنين آثار مرگبار و تخريبى آن در مقايسه با جنگهاى هستهاى بسيار كمتر بود. بنابر اين، به توضيح جنگهاى غير هستهاى مىپردازيم.
الف- جنگ محدود:
جنگ محدود، علاوه بر مفهوم هستهاى داراى معناى غير هستهاى نيز مىباشد. جنگ محدودِ غير هستهاى در معانى مختلفى به كار رفته است كه در اينجا به مهمترين آنها اشاره مىكنيم:
١- جنگ محدود از لحاظ جغرافيايى»: در چنين جنگى دامنه و وسعت ميدان جنگ، محدود به يك منطقه جغرافيايى كوچك است. بر اين اساس در جنگ محدود، در مقايسه با جنگ عمومى، به علت كوچك بودن محل درگيرى، آزادى عمل كمترى وجود دارد. البته در آن هيچگونه محدوديتى در استفاده از سلاحهاى مختلف (به استثناى جنگ افزارهاى هستهاى) وجود ندارد. در اين صورت، چنين جنگى يك جنگ محدود غير هستهاى است.
تعريفِ جنگ محدود جغرافيايى (جنگ محلى) حداقل داراى يك نقص است، زيرا اين تعريف جنگهايى را كه از لحاظ جغرافيايى بين جنگهاى محدود و عمومى (غير هستهاى) قرار مىگيرند، شامل نمىشود. به بيان ديگر، جايگاه جنگهاى منطقهاى و فرامنطقهاى (قارهاى) در چنين تعريفى نامشخص است.
٢- جنگ محدود از لحاظ هدف: در اين جنگ، طرفين درگيرى داراى هدف محدودى هستند، امّا اگر يكى از طرفين درگير، داراى هدف نامحدود در جنگ باشد، طبقهبندى چنين جنگى در جنگهاى محدود خالى از اشكال نيست.
٣- جنگ محدود از لحاظ ابزار: در اين حالت طرفهاى متخاصم از ابزارهاى غيرهستهاى استفاده مىكنند. هرگاه در چنين جنگى، طرفين و يا يكى از طرفهاى درگير از سلاحهاى اتمى بهره گيرد، نمىتوان آن را يك جنگ محدود از لحاظ ابزار، محسوب كرد.
گاهى، جنگى را جنگ محدود مىنامند كه در آن از نفرات محدود استفاده گردد و يا