مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٦٠
داراى دو تأثير مثبت بر استراتژى است. از يك سو، اقتصادِ قدرتمند مانع تحميل يا تأثير تهاجم و خواستههاى دشمنان مىگردد و از سوى ديگر، پشتوانهاى قوى براى تغيير خط مشى و يا تأثير بر تصميمات ديگران است. اينك چند مثال از صدر اسلام و تاريخ معاصر جهان بيان مىكنيم تا بهتر نقش اقتصاد در تصميمگيريهاى استراتژيك را دريابيم.
در سال دوم هجرى، كاروانى از قريش، حامل اجناسى به ارزش پنجاههزار دينار، از شام به سوى مكّه در حركت بود؛ پيامبر اكرم (ص) با ٣١٣ نفر از مسلمانان در مسير حركت كاروان حاضر شد. كاروان قريش از اين اقدام مسلمانان مطلع شد و در نتيجه، مسير خود را كج و از معركه گريخت. پيامبر اكرم (ص) همين كاروان را هنگام عزيمت به شام مورد تعقيب قرار داده، ولى به آن دست نيافته بود. پيش از آن نيز، رسولالله (ص) چند بار دستههاى نظامى مسلمانان را به سوى كاروانهاى قريش فرستاده بود. البته هدف پيامبر (ص) تصاحب اموال كفار قريش به منظور افزايش توانمندى اقتصادى بود، اما اين تنها هدف پيامبر نبود، بلكه پيامبر با اين اقدامات نظامى، درصدد دستيابى به اهداف ديگرى چون آگاه نمودن قريش از قدرت نظامى مسلمانان و ناامن كردن خطوط تجارى قريش براى اضمحلال روحيه مقاومت دشمن، كاهش فشار كفار قريش بر مسلمانان مكّه و هموار كردن زمينههاى ترويج اسلام در مكّه بوده است. «١» ژاپن مثال ديگرى در زمينه نشان دادن تأثير اقتصاد بر استراتژى به شمار مىرود. اين كشور در جنگ جهانى دوم، دو ميليون نفر از جمعيتش را از دست داد و بيش از ٦٤ ميليارد «يِن» خسارت مالى ديد و سرانجام بدون قيد و شرط، تسليم متفقين گرديد.
ژاپنيها پس از پايان جنگ، تمام توان خويش را براى بازسازى و سپس توسعه و رشد اقتصادى به كار گرفتند. و در نتيجه، در اوايل دهه شصت ميلادى (دهه ٤٠ ه. ش.) ضمن پشت سرگذاشتن بازسازى به رشد اقتصادى قابل توجهى دست يافتند. اين رشد، كم و بيش ادامه يافته و اكنون به مرحلهاى از توسعه اقتصادى رسيده است كه حتى مىتواند در مقابل برخى از سياستها و استراتژيهاى آمريكا قد عَلَم كند. براساسِ همين