مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤٥
استراتژى جنگ كم شدت مبتنى بر به كارگيرى تسليحات غير پيچيده و نيروهاى اندك، به خدمت گرفتن مخالفين عليه دولت مركزى و جنگ روانى عليه نيروهاى مدافع دولت و مانند آن است. به عنوان مثال، در مورد نيكاراگوئه، مخالفين دولت با پشتيبانى همه جانبه آمريكا، مبادرت به سربازگيرى اجبارى، كشتار و شكنجه طرفداران دولت مىكنند و خود نيز به جاى سربازان آمريكايى كشته مىشوند. بدين وسيله آمريكا بدون تلفات انسانى كه افكار عمومى آمريكاييان را بر مىانگيزاند، به اهداف حياتى خود دست مىيابد.
«استراتژى ضد شورش» با استراتژى جنگ كم شدت متفاوت است. استراتژى ضد شورش مبتنى بر «دكترين كندى» است كه حاكى از مقابله فورى با هرگونه قيام مسلحانه يا انقلابى از طريق كمكهاى نظامى مستقيم مىباشد. اين استراتژى حمايت از دولت وفادار، در مقابل شورشيان (نه حمايت غير مستقيم از شورشيان عليه دولت انقلابى) است، اما ايادى مزدور در آن به كارگرفته مىشود و سربازان آمريكايى حضور كم شدت خود را با تحريك و تقويت نيروهاى دولتى، حفظ مىكنند. اين استراتژى به مراحل قبل از شورش براى عدم وقوع آن، از طريق اجراى اصلاحات در كشور دوست توجّه دارد. اين مسأله در آمريكاى لاتين برخلاف ايرانِ (شاهنشاهى) نتيجه بخش بود. «١» استراتژى و ژئوپليتيك «ژئوپليتيك» در اصطلاح به معناى «سياست جغرافيايى» «٢» است. در سياست جغرافيايى، نقش و تأثيرى كه عوامل جغرافيايى (مانند منابع طبيعى) بر تصميمگيريهاى سياسى و نظامى دارند، مورد بررسى قرار مىگيرد. اما گاه ژئوپليتيك «٣» به جاى «جغرافياى سياسى» به كار مىرود، «٤» در حالى كه جغرافياى سياسى به تأثيرى كه فرايند