مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٥٥
تاكتيكى خواهد بود. «١» ايدئولوژى همانند ساير عناصر فرهنگى، درصورتى مىتواند عامل افزايش قدرت ملّى گردد، كه به نحو مطلوبى در جهت تقويت روحيه ملّى، تجهيز امكانات، بسيج نيرو و ... به كار گرفته شود. براين اساس، هرگاه عناصر ظلمستيزى و فسادگريزى اسلام و بويژه شيعه مورد بهرهبردارى قرار گرفته و مردم نيز به چنين برداشتى از اسلام دست يافتهاند، ايدئولوژى اسلامى وسيلهاى براى ايجاد شور و تحرك انقلابى و تسريع در تحقق برنامه و طرحهاى استراتژيك (مانند مقابله با تجاوز عراق به ايران) شده است. در عوض، تأكيد غلط وهابيت بر عناصر گذشته گرايى و محافظهكارى، آنان را از تحرك سياسىِ نظامىِ مطلوب و در نتيجه از تحصيل و اجراى خطمشىها و استراتژيها مستقل بازداشته است. «٢» ايدئولوژى چه به صورت مطلوب به كار گرفته شود يا نشود، اصول و معيارهايى را در اختيار عامه مردم براى سنجشِ عملكرد نخبگان سياسى نظامى قرار مىدهد، هرگاه چنين سنجشى به تأييد سياستها و استراتژيهاى رهبران، منتهى شود، مردم را به مشاركت، همكارى و اجراى صحيح تصميمات استراتژيكِ حكومت ترغيب مىكند، و نيز بر اقتدار سياسى رهبران، ثبات سياسى حكومت و قدرت تصميمگيرى دولت افزوده مىشود. به عنوان مثال، ايدئولوژى اسلام در انقلاب اسلامى، ناسيوناليسم در انقلاب فرانسه، بلشويسم «٣» در شوروى (سابق) و نازيسم در آلمان به شكل بارزى داراى چنين كاركردى بودهاند.
د- رهبرى ويژگيهاى سياسى، نظامى، اقتصادى و بويژه فرهنگى هر جامعهاى، رهبر يا رهبرانى را مىپروراند و آنان را به قدرت مىرساند. بدين وسيله آنان به حياتىترين اطّلاعات دست مىيابند، از عاليترين اختيارات تصميمگيرى استراتژيك بهرهمند مىگردند و برفراز