مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١١٠
خلع سلاح در ارتباط با هم و متأثر از يكديگرند، زيرا زمانى كه توليد (كمى و كيفى) سلاح افزايش مىيابد، فكر محدود كردن و سپس ممنوع نمودن ساخت و بهكارگيرى برخى از سلاحها تقويت مىگردد. به بيان ديگر، اگر چه مسأله خلع سلاح از قرنها پيش مورد توجه بشر بوده است، امّا با افزايش يا كاهش ابزارهاى جنگى و آثار مخرب ناشى از آن، اقدامات مربوط به خلع سلاح شدّت و يا كاهش يافته است. «١» علىرغم رابطه موجود بين مسابقه تسليحاتى و خلع سلاح، اين دو در هدف نيز مشتركند. به بيان روشنتر، هم خطمشى هاى مربوط به مسابقه تسليحاتى و هم سياستهاى مرتبط با خلع سلاح، به دنبال حفظ و يا برقرارى صلح هستند، ليكن روشى كه هر يك پيشنهاد مىكنند، با هم متفاوت است. طرفداران خلع سلاح معتقدند «٢» نابود سازى و يا كنترل تسليحات و كاهش نيروهاى مسلّح، منجر به كاهش خطر جنگ و افزايش امنيّت داخلى و خارجى خواهد شد. علاوه بر آن، عدم اجراى سياستهاى مربوط به خلع سلاح، افزايش هزينههاى نظامى را در پى دارد و اين امر تحقق رفاه ملّى و توسعه اقتصادى را با كندى و ركود رو به رو مىسازد. اگر افزايش امنيّت براى تحقق و يا تسريع توسعه ناديده گرفته شود، صرفِ وجودِ سلاحهاى هستهاى از لحاظ روانى براى بشر مخاطره آميز است. «٣» در عوض، عدّهاى ادامه مسابقه تسليحاتى را وسيلهاى براى تحقق و تضمين صلح مىدانند. اين دسته با اشاره به دورانِ بعد از جنگ جهانى دوم، معتقدند مسابقه تسليحاتى در عصر تسليحات هستهاى، منجر به توازن هستهاى كشورها مىگردد و اين