مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٠
ب- مردم:
مردم عنصرى ديگر از مجموعه عناصر تشكيل دهنده دولت و كشور بهشمار مىرود. مراد از مردم، انبوهى از زنان و مردانى هستند كه در يك سرزمين به زندگى مشترك مشغولند و از فرامين يك حكومت واحد پيروى مىكنند. «١» در مقابل، حكومت نيز تكاليفى نسبت به آنها دارد. در واقع، همواره رابطه و پيوند متقابلى بين مردم و حكومت برقرار است. «٢» براى تشكيل يك كشور به تعداد معينى از مردم نياز نيست. بر اين اساس، هر يك از دو كشور برونئى در آسياى جنوب شرقى با جمعيتى كمتر از پانصد هزار نفر و چين بيش از يك ميليارد و دويست ميليون نفر، كشور محسوب مىشوند و از اين حيث تفاوتى با هم ندارند. همچنين براى تأسيس كشور به ميزان مشخصى از سواد، نظم و انضباط، دانش فنى و مانند آن كه از عناصر كيفى جمعيت به شمار مىروند، نيازى نخواهد بود. «٣» هر چند كميّت و كيفيّت جمعيت در شكلگيرى يك كشور تأثيرى ندارد، امّا هر يك از اين دو به نحوى در افزايش يا كاهش قدرت يك كشور و دولت براى تعيين استراتژى مناسب تأثير مىگذارند. به عنوان مثال، دو كشورى كه داراى جمعيت يكسان هستند، در يك جنگ احتمالى، پيروزى با آن كشورى خواهد بود كه جمعيت آن از همگونى، روحيه و ايمان قوى و نظاير آن برخوردار باشد. «٤» چه عواملى موجب مىشود كه مردم دور هم گرد آيند و يك دولت و كشور را تشكيل دهند؟ به اين سؤال جوابهاى مختلفى داده شده كه در آنها به عواملى چون اشتراك در نژاد، مذهب، زبان و امثال آن اشاره شده است. اما در حقيقت اين عوامل بهتنهايى قادر نيستند، باعث تشكيل يك كشور شوند، «٥» بلكه اهداف مشترك، تصورى مشترك از آينده و مهمتر از همه تعلقِ خاطر، وابستگى و علاقهاى كه مجموعهاى از مردم نسبت به