مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٤١
براى نيل به اين هدف، گاه اشغال مناطق استراتژيكى دشمن و گاه انهدام كامل و قطعى دشمن، كارساز است. تحوّل و تكامل سلاحها و فنون نظامى، ابتدا در جنگهاى زمينى كه اولين تجربه بشر در زمينه جنگ است، روى داد و سپس به صحنه جنگهاى دريايى و هوايى كشيده شد. به عنوان مثال، ابتدا موشكهاى زمين به زمين (اين موشكها در قرن ٧ ه. ش./ قرن ١٣ م، توسط چينيها ساخته شد) در نيروى زمينى مورد استفاده قرار گرفت.
در جنگهاى زمينى، سربازان متخاصم در يك خط مقابل هم قرار مىگرفتند و عقبه و جناحين آنها فاقد پشتيبانى لازم بود. به همين دليل، عقبه و طرفين نيروهاى درگير از ضعيفترين قسمت سپاه به حساب مىآمد. بر اين اساس، دسترسى به عقبه و جناحين دشمن كه در گرو سرعت، تحرك و مانور سريع بود، پيروزى را به ارمغان مىآورد. گاهى با استفاده از جنگ روانى، نفوذ در خطوط مقدم و نيروى پشتيبانى دشمن صورت مىگرفت.
جنگ روانى عامل مؤثرى در اضطراب و پراكندگى نيروى رزمى و ذخيره و نيز مردم كشور دشمن بود. بتدريج جنگها با پيشرفت تكنولوژى و افزايش قدرت آتش، تحرك، ارتباطات و نظاير آن به سلاحهاى جديد مجهز شدند. اما بالا رفتن قدرت و توان نظامى، دستيابى سريع و كم هزينه به اهداف را در پى نداشت، بلكه جنگ بيش از پيش پيچيده و مخرب گرديد. اين نقطه آغازينِ كنار گذاشتن جنگ به عنوان تنها وسيله تحصيل اهداف محسوب مىشود. «١» با دست يافتن به نقاط حساس و يا تصرف كل اراضى دشمن و نيز با نابود كردن كامل دشمن و يا با در دست گرفتن مناطق استراتژيك جهانى (نظريه مَكيندِر) مىتوان بر دشمن پيروز شد؛ مشروط به اينكه، نيروهاى هوايى، دريايى و زمينى با هماهنگى و همكارى يكديگر وارد عمل شوند، اگرچه با توجه به تحولات تكنولوژى (مانند توسعه ارتباطات و افزايش نقش افكار عمومى) تنها از طريق قدرت نظامى نمىتوان براى هميشه، بر دشمن سلطه داشت.
ب- استراتژى دريايى نظارت، كنترل و سلطه همه جانبه بر درياهاى هفتگانه «٢»، خطوط حساس مواصلاتى