مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٦٤
علت گرايش شديدتر لهستان و مجارستان به سياستها و استراتژيهاى مورد علاقه آمريكا و انعطاف افزونتر اين دو كشور در مقابل تحولات ضد كمونيستى در شرق اروپا، استفاده بيشتر آن دو كشور از وام و اعتبارات آمريكا بوده است. «١» صدور تكنولوژى (دانش فنى) به عنوان يكى از ابزارهاى مؤثر پاداش اقتصادى به كار مىرود. كشورهاى در حال توسعه بيش از هر كشور ديگر، براى دستيابى به توسعه اقتصادى به تكنولوژى نيازمندند. بنابراين، كشورهاى صاحب تكنولوژى برتر، تكنولوژى خود را در قبال اخذ امتيازات مورد نظر، مىفروشند. روابط سالهاى اخير آمريكا و چين مؤيد اين نظر است. طى يك الى دو دهه گذشته، هرگاه كشور چين درصدد ايفاى نقش مستقل و مؤثر جهانى و منطقهاى و يا اتّخاذ استراتژيهاى متضاد و مخالف با سياستهاى آمريكا برآمده است، با تهديد آمريكا مبنى بر قطع صدور تكنولوژى مورد نياز رو به رو و در نتيجه، ناچار به انصراف يا تعديل تصميمات خود شده است. «٢» سرمايهگذارى خارجى يكى ديگر از شيوههاى پاداش اقتصادى است. سرمايهگذارى خارجى از سوى دولتهاى قدرتمند، فقط به دليل سود اقتصادى صورت نمىگيرد، بلكه اهداف سياسى متعددى را مورد توجه قرار مىدهند. تغيير رژيمها، تعويض نخبگان سياسى و تأثير بر استراتژيها و خط مشىها، از جمله اين اهداف به شمار مىروند. از باب نمونه، آمريكا بعد از جنگ جهانى دوم با اجراى برنامه مارشال، كمكهاى اقتصادى وسيعى را به اروپاى غربى اختصاص داد، بخشى از اين كمكها به سرمايهگذارى شركتهاى آمريكايى برمىگردد. آمريكاييان با چنين اقدامى، به رشد و شكوفايى مجدد اقتصادى اروپا كمك كردند. اين امر موجب عدم توسعه كمونيسم در اروپاى غربى گرديد؛ علاوه بر آن، اروپاى غربى را به عنوان متحدين مطمئن آمريكا درآورد. «٣» اين اتحاد ثمرات استراتژيكى زيادى براى غرب به ارمغان آورده است. اتحاد بين آمريكا و اروپا در جريان جنگ خليج فارس، علاوه بر اينكه يكى از مصاديق اتحاد مزبور به شمار مىرود، اهداف استراتژيكى غرب (مانند صدور نفت ارزان منطقه به غرب و ...) را بخوبى تأمين كرده است.