مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٦٨
خواستههاى ملّى است كه توسط سياستمداران تعيين مىگردد. «١» براساس اين تعريف، هدف در استراتژى حداقل داراى دو ويژگى است. اوّل اينكه، هدف استراتژى در جهت هدف كلى و يا مجموعهاى از هدفهاى مرتبط و هماهنگ در سطح كلان قرار دارد. دوم اينكه، چون استراتژى خواهان دستيابى به اين هدفهاست، خود نيز هدفمند است. علاوه بر آن، تلاش براى نيل به اهداف مذكور، نيازمند تمركز و نظم بخشيدن و نيز به كارگيرى همه تلاشهايى است كه در اين جهت صورت مىگيرد. به عنوان مثال، به علّت فقدان چنين نظم و تمركزى در ارتش هيتلر، آلمانيها در پشت دروازههاى مسكو متحمل شكست سختى از روسها شدند و اين شكست، مقدمه شكستهاى ديگر هيتلر و سرانجام، شكست قطعى وى به وسيله متّفقين شد. «٢» همچنين هدف استراتژى بايد بطور دقيق روشن باشد، در غير اين صورت دست يافتن به هدف استراتژى، دور از انتظار خواهد بود. چينيها در سال ١٩٦٥ ميلادى (١٣٤٤ ه. ش.) «استراتژى انزواطلبى» را برگزيدند. براساس اين استراتژى، آنها مىبايست سيستم سياسى، نظامى حاكم بر جهان را پذيرفته و گامى در جهت بر هم زدن «وضع موجود» برندارند، امّا آنها در همين مقطع زمانى، با كوشش در جهت كسب رهبرى «جهان سوسياليسم»، استراتژى بر هم زدن وضع موجود- نه استراتژى انزواطلبى- را دنبال كردند. اين تناقض در هدف استراتژى، چين را از تأمين خواستهها و نيازهاى داخلى و امنيتى بازداشت. در نتيجه، چينيها مجبور شدند در اوايل دهه ٧٠ ميلادى (اوايل دهه ٥٠ ه. ش.)، به منظور دستيابى به تكنولوژى برتر، استراتژى گرايش به آمريكا را جايگزين استراتژى انزوا طلبى كنند. «٣» يكى ديگر از ويژگيهاى هدف در استراتژى، قابل دسترس بودن آن است. به ديگر