مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠١
تأسيس اين سازمانها به نحو چشمگيرى با مسائل سياسى نظامى جهان ارتباط دارد.
بنابراين به صورت قابل توجهى تصميمگيرى سياستمداران و استراتژيستها را تحتالشعاع قرار داده است.
مهمترين انگيزه در پديد آمدنِ بعضى از سازمانهاى بينالمللى مصون داشتن نسلهاى آينده از بلاى جنگ است. به همين علت است كه بزرگترين سازمانهاى بينالمللى قرن حاضر (جامعه ملل و سازمان ملل متحد) پس از دو جنگ جهانى اوّل و دوم به وجود آمدهاند. به ديگر سخن، نتيجه تلاش بشر براى يافتن راههاى عدم وقوع جنگ و حل و فصل مسالمتآميز اختلافات و يا كاهش پيامدهاى هولناك جنگ «١»، منجر به تشكيل سازمانهاى بينالمللى گرديده است. بنابراين، سازمانهاى بينالمللى براساس اين رسالت جهانى مىتوانند عامل مهمّى در ترويج و هدايت «استراتژيهاى صلحگرا» باشند. «٢» علاوه بر آن، جنگ بگونه ديگرى نيز در شكلگيرى سازمانهاى بينالمللى نقش داشته است، با اين توضيح كه در جنگ، روابط بين كشورهاى درگير بكلى قطع نمىشود، زيرا اين كشورها ناگزير به ادامه همكاريها (البته در سطح بسيار پايين) با همديگر به منظور مبادله اسرا، مذاكرات مربوط به آتشبس و مانند آن هستند، و كشورها بطور طبيعى از چنين همكاريها تجربه و تخصص مىاندوزند. علاقه به بكارگيرى اين تجربه و تخصص موجب تشديد همكارى پس از پايان جنگ، در چارچوب سازمانهاى بينالمللى شده است. «٣» همچنين هنگام جنگ، قراردادها و پيمانهاى دو جانبه و چند جانبه از سوى متخاصمين زير پا گذاشته مىشود، در حالى كه بشر به تضمين، احترام و پايبندى به تعهدات و قراردادها براى ادامه حيات و پيشبرد راههاى توسعه همهجانبه پس از جنگ و حتى در زمان جنگ نيازمند است؛ بنابراين، مؤثرترين راه براى تحقق اين امر، ايجاد سازمانهاى بينالمللى قدرتمند و در عين حال بيطرف بود.،،،،،،،،،،