مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٤
تاريخ بشرى اشاره مىكنيم.
روند تاريخى و تحول در استراتژى نظامى سنّتى در اين بخش به بررسى سير تاريخى و تحول استراتژى قبل از سال ١٩٤٥ ميلادى (١٣٢٤ ه. ش.) اشاره مىشود.
الف- استراتژى نظامى در جنگهاى كلاسيك و قديمى جنگهاى اوليه در مقايسه با جنگهاى امروزى، از ويژگيهايى چون، سلاحهاى ساده جنگى، كميّت و كيفيّت پايين تسليحات، سازماندهى نامنظم، سربازان اندك و مزدور، «١» فقدان پشتيبانى مؤثر، مقياس محدود جنگ، فرماندهى غير ثابت (متغير)، خشونت فراوان وسائل حمل ونقل ناكافى و نظاير آن برخوردار بودند. «٢» از بين خصوصيات فوق، تكنولوژى ساده در اسلحه سازى، فقدان سازماندهى متشكل و سربازان اندك، چشمگيرتر و از اهميت بيشترى برخوردار بودند، زيرا بيش از ساير ويژگيها، از نقش تعيين كننده، در جنگها برخوردار بودند. به بيان ديگر، هر كشورى كه از تكنولوژى برتر در ساخت تسليحات، سازماندهى قويتر نظامى و از تعداد سربازان بيشتر بهرهمند باشد، از لحاظ قدرت نظامى، در مكانى بالاتر از ديگر كشورها قرار خواهد داشت. به عنوان مثال، سپاه ايران و روم با بهرهگيرى از فنون جنگى برتر و تشكيلات قدرتمند نظامى به پيروزى در جنگها، دست مىيافتند. «٣» از قرن چهارده ميلادى (قرن ٧ ه. ش.)، با آغاز تحولات اجتماعى در غرب، توجه بيشترى به ارتش براى كسب و يا حفظ قدرت صورت گرفت. بتدريج ارتش مزدور جاى خود را به ارتش حرفهاى داد، نظام اجبارى خدمت وظيفه برقرار گرديد، قوانين جديدى براى ارتش تنظيم شد و سازمان منظمترى بر آن حاكم گشت. ارتش به منظور دستيابى به