مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١١٩
همچنين، با اختراع كشتيهاى بخار و زرهدار، زير درياييها و ناوهاى هواپيمابر، تحولات اساسى در جنگ دريايى از نظر سرعت، دقت در هدفگيرى و افزايش حجم آتش به وجود آمد. با اين حال هيچ يك از اين تحولات، باعث تغيير در استراتژى جنگ دريايى (تسلّط بر درياها) نشده است. «١» پيدايش نيروى هوايى، وابسته به اختراع و استفاده از هواپيما بوده است، و به همين جهت نيروى هوايى در مقايسه با نيروى زمينى و دريايى، بسيار جوانتر، امّا مؤثرتر است.
اين نيرو با توجّه به قدرت تحرّك و سرعت زياد، و بهرهمندى از تجهيزات مدرن الكترونيكى، قادر به شناسايى دقيق مواضع نيروها و امكانات دشمن و حملات تهاجمى تعيينكننده عليه آن مىباشد. دو ويژگى مزبور، امكان اجراى استراتژى تهاجمى و تفوق بر دشمن را فراهم مىآورد. «٢» با مرور آنچه در اين بحث مختصر گذشت، دو نكته را مىتوان دريافت.
اول اينكه ارتشهاى كلاسيك از دو جهتِ كمى و كيفى، تغييرات اساسى پيدا كردهاند.
به بيان ديگر، ارتشهاى امروزى ديگر همانند ارتشهاى قديمى در مقياسى گسترده از سربازان مزدور و غيرحرفهاى استفاده نمىكنند، و نيز به تنهايى به قدرت بازوان جنگجويان متكى نيستند، بلكه از تشكيلات و سازمان پيچيدهترى در امور سازماندهى نظامى بهرهمندند. همچنين، با مجهز شدن به سلاحهاى جديد بر سرعت تحرك، قدرتِ مانور و تهاجم دست يافته و از مهارت و تجربه بيشترى برخوردارند. «٣» دوم اينكه اگر چه در گذشته، قدرت و كارآيى مؤثر يكى از نيروهاى سه گانه مذكور، مىتوانست عامل پيروزى و پيشبرد موفقيتآميز استراتژى مورد نظر باشد، امّا در عصر حاضر، بدون همكارى و هماهنگى نيروهاى سهگانه، دستيابى به پيروزى مشكل و در مواقعى غير ممكن است. بحران و جنگ خليج فارس، نمونهاى از اين واقعيت به شمار مىرود.