مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٧
به صورت فطرى و ذاتى جنگ طلب باشد، بلكه انسان موجود مختارى است كه مىتواند از وقوع جنگ جلوگيرى نمايد.
اينك پساز روشن شدن پاسخِ سؤال فوق، به بررسى علل مادى و معنوى جنگ مىپردازيم.
علل مادى جنگ هر يك از ابزارهاى مادى كه براى آغاز و يا ادامه جنگ به كار مىرود، اگر با هدف و انگيزه مذهبى، الهى، خدمت به انسانيّت و نظاير آن به كار رود، در چارچوب علل معنوى جنگ قرار مىگيرد. آنچه موجب شده است، علل زير جزء علل مادى جنگ محسوب شود آن است كه هرگاه جنگ فقط با انگيزهها و هدفهاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و مانند آن همراه باشد، در آن صورت علل مادى جنگ را تشكيل خواهند داد.
١- علل سياسى جنگ برخى عقيده دارند، هرگاه سياست توانايى خود را در حل و فصل اختلافات از دست بدهد، جنگ آخرين وسيلهاى است كه براى دستيابى به اهداف سياسى مورد استفاده قرار مىگيرد. به بيان ديگر، زمانى كه سياست در حل مسائل با شكست رو به رو شود، جنگ تنها راه باقيمانده براى تحقق هدفهاى سياسى است.
اگرچه نمونههايى از جنگ را مىتوان براى نظريه فوق پيدا كرد، ولى جنگ فقط به دلايل و علل سياسى انجام نمىشود، به بيان ديگر تصور اينكه پس از شكست سياست، جنگ صورت مىگيرد، اشتباه است، زيرا پس از شكست سياست، ممكن است جنگ صورت گيرد، امّا وقوع آن حتمى نيست، زيرا به عنوان مثال، توسل به راههاى اقتصادى مىتواند راه حل ديگرى براى حل اختلافات فيمابين در اين شرايط باشد. همچنين اگر جنگ ادامه سياست است «١» و پس از شكست سياست ادامه مىيابد، پس بايد موقعى كه جنگ در جريان است هيچگونه روابط سياسى بين متخاصمين در جريان نباشد، در حالى كه در شديدترين جنگها، روابط سياسى ضعيفى بين طرفين درگير برقرار است.