مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥١
مناسب را برگزيند. «١» علاوه بر آن، بين قدرت سياسى- نظامى كشور با جمعيت آن رابطههاى متعددى وجود دارد. بر اساس يكى از اين رابطهها، كشورى كه داراى جمعيت بيشتر است، داراى قدرت بيشتر است، زيرا در وهله اوّل، جمعيت زياد، نيروى سرباز بيشترى را فراهم مىآورد. به همين علت بود كه ناپلئون براى افزايش سربازان ارتش فرانسه، خانوادههاى فرانسوى را با اعطاى كمكهاى اقتصادى و جوائز مختلف، به افزايش جمعيت فراخواند.
در وهله دوم، عموماً كشور پرجمعيت به آسانى به تصرف در نمىآيد يا اشغال دراز مدت آن، مشكلات عديدهاى را براى كشور اشغالگر ايجاد مىكند. «٢» البته هميشه جمعيت زياد، رابطه مستقيم با افزايش قدرت ندارد؛ به بيان ديگر، جمعيت زياد اگر با وسعت خاك، منابع فراوان طبيعى و مهمتر از همه، با توسعه كشور هماهنگى نداشته باشد، از لحاظ سياسى و نظامى چندان مفيد نيست. از اين رو جمعيت زياد در جهان سوم، بر خلاف غرب يك امتياز نظامى محسوب نمىشود. صرف نظر از اين موارد، كاربرد جمعيت در بُعد نظامى، با توجه به ناتوانى بشر در به كارگيرى تسليحات هستهاى، اهميت خود را حفظ كرده است. «٣» نتيجه اينكه جمعيت به تنهايى موجب افزايش يا كاهش قدرت سياسى، نظامى يك كشور نيست، بلكه «جمعيت مناسب» «٤» كه با شرايط مساعد ديگر (مانند مديريت صحيح و ...) همراه باشد، مىتواند عامل ايجاد و توسعه قدرت باشد.
٥- آب و هوا از زمانهاى گذشته، عدهاى كوشيدهاند با استناد به واقعيتهاى موجود تاريخى، بين شرايط اقليمى يك كشور با فرهنگ، اقتصاد و در يك كلام با توسعه يا عدم توسعه آن