مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٢
اين نيرو، پس از تصويب سازمان ملل متحد به بهرهگيرى از نيروى حافظ صلح، براى مداخله بينالمللى در بحران و يا جنگ مىپردازد. علاوه بر آن، بايد شرايط ديگرى براى تأسيس نيروى حافظ صلح به اين شرح فراهم شود. اوّل، طرفين درگير بحران و يا جنگ، آمادگى خود را براى انجام عمليات صلح از سوى سازمان ملل متحد نشان داده باشند.
دوم، جامعه جهانى و پنج عضو دائم شوراى امنيت از عمليات صلح در منطقه درگيرى يا بحرانى، حمايت و پشتيبانى كنند. سوم، كشورهاى عضو سازمان ملل متحد بطور داوطلبانه نيرو به محل مخاصمه و مناقشه اعزام كنند. «١» عمدهترين مأموريت نيروى حافظ صلح، نظارت بر آتشبس، جداسازى نيروهاى درگير و جلوگيرى از تشديد جنگ است كه اين مأموريت را از طريق حائل شدن بين نيروهاى متخاصم به منظور تعديل مناقشه، به انجام مىرساند. هدف، آن است كه با اين تعديل، اقدامات سياسى براى حل و فصل دائمى مخاصمه به نتيجه برسد. براين اساس، نيروى حافظ صلح اجازه جنگيدن ندارد و فقط براى حفاظت از خويش حق استفاده از سلاح را خواهد داشت. به بيان ديگر، نيروى حافظ و يا پاسدار صلح، براى كنترل و توقفدرگيرى و نه براى حل و فصل دائمى آن به منطقه مورد نظر اعزام مىشود. «٢» بطور مشخصتر، نيروى پاسدار صلح با تصويب شوراى امنيت و فراهم آمدن شرايط مذكور، تشكيل و به منطقهاى متشنّج اعزام مىشود. در واقع، نوع و مكان مأموريت اين نيرو، از سوى شوراى امنيّت كه آمريكا، روسيه شوروى، فرانسه، انگلستان و چين به عنوان اعضاى دايمى، در آن نقش اساسى دارند، تعيين مىگردند، و تا زمانى كه اعضاى شوراى امنيّت براى حل و فصل درگيرى و بحران موجود به توافق نرسند، نيروى پاسدار صلح در منطقه باقى مىماند. علاوه بر آن، شوراى امنيّت در مواردى (چون تجاوز آمريكا با پاناما و جنگ انگلستان با آرژانتين بر سر جزاير مالويناس) از اعزام نيروى پاسدار صلح، خوددارى كرده است. بنابراين، تاكنون نيروى حافظ صلح، بيشتر در جهت