مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٦
زندگى توأم با رفاه ملّى را براى مردم خويش به ارمغان آورد.
استراتژى انزوا طلبى موافق «حفظ وضع موجود» است، البته تجربه تاريخى نشان داده است كه كشور منزوى پس از سامان دادن به امور داخلى، بر طرف ساختن ضعفها و دستيابى به درجه بالايى از قدرت و توانمندى، استراتژى انزوا طلبى را رها مىكند و استراتژى ديگرى را كه حاكى از موضع «تجديد نظر طلبانه» است، بر مىگزيند (مانند آمريكا و ژاپن). «١» بطور طبيعى، يك كشور با اتّخاذ استراتژى انزواطلبى، كمتر از ساير كشورها، درگير روابط بين المللى مىشود. و سپس باكنار گذاشتن آن استراتژى به گسترش روابط بين المللى مىپردازد. در پيش گرفتن استراتژى فوق، هميشه از ناحيه داخلى صورت نمىگيرد، بلكه گاهى يك كشور تحت تأثير فشارها و تهديدات خارجى ناچار به انتخاب آن مىگردد (مانند آلبانى). «٢» شرط انتخاب و موقعيت استراتژى انزوا، غناى اقتصادى و اجتماعى، تعدد قدرتهاى جهانى و توزيع قدرت، دور بودن موقعيت جغرافيايى كشور و بركنارى از صحنه اصلى كشمكش (يا فقدان تهديد مستقيم) است. چنين شرايطى در گذشته فراهم بود، ولى امروزه با ارتقاى سطح تكنولوژى، بخصوص گسترش و بهبود ارتباطات و افزايش قدرت پرتاب تسليحات نظامى كه قادر است هركشور دور دستى را مورد حمله قرار دهد و نيز، افزايش وابستگى متقابل، ادامه استراتژى انزوا طلبى را غير ممكن كرده است. «٣» ب- استراتژى بيطرفى «٤».
بيطرفى براى نخستين بار در جنگهاى قرن سيزده ه. ش./ قرن نوزده ميلادى مورد توجه قرار گرفت. دولت بيطرف از هرگونه اقدامى كه منجر به شروع جنگ و ادامه آن شود، خوددارى مىكرد. اين اقدامات شامل آموزش و نام نويسى داوطلبان جنگ، تجهيز و تدارك نيروى نظامى، اجازه عبور و مرور به سربازان متخاصم و مانند آن مىشد. در