مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٣
توسعه راههاى ارتباطى شده است) چندان توفيقى در سركوبى آنها نمىيابد. «١» در نقطه مقابل ناهمواريها، دشتها و زمينهاى كم ارتفاع قرار دارند؛ دشتها زمينه مناسب براى توسعه كم هزينه و سريع راهها و جادهها را فراهم مىآورد. در عوض، پيشروى دشمن در دشتها سريعتر صورت مىگيرد. همچنين دشتها از منابع فلزى كه كاربرد مؤثر در توليد تسليحات نظامى دارند، بىبهره است، اما صحراها غنىترين مناطق زمين از لحاظ منابع فلزىاند و نيز مانع از حركت و پيشروى قواى دشمن مىشوند. «٢» ٧- شكل كشور «٣» فاصله مركز حكومت تا مرزها، نمايانگر شكل هندسى آن كشور است. فاصله (زياد يا كمِ) مركز حكومت تا مرزها و مناطق درگيرى، نقش مسائل نظامى و استراتژيك معاصر ٦٤ ج - جنگ روانى ص : ٦٢ مهمى در هدايت و كنترل جنگهاى خارجى و داخلى دارد. اين فاصله بايد با توجه به شكل زمين، مورد توجه قرار گيرد. به بيان ديگر، ممكن است فاصله هوايى مركز حكومت تا مرزها نزديك باشد، اما وجود ارتفاعات فاقد راههاى مناسب، فرماندهى جنگ را مشكل مىسازد. «٤» كشورها از نظر شكل هندسى، به سه قسم: مُدوّر، مُطوّل «٥» و منفصل تقسيم مىشوند. كشورهايى مدوّر محسوب مىشوند كه فاصله بين مركز جغرافيايى تا مرزهاى آن بطور تقريبى يكسان باشد. كشورهايى كه طول آنان شش برابر متوسط عرض آنهاست، كشورهاى مطوّل ناميده مىشوند. كشورهاى منفصل به كشورهايى گفته مىشود كه توسط آبها (مانند ژاپن) و يا خشكى (مثل آلاسكا نسبت به آمريكا) از هم جدا شدهاند. در بين كشورهاى فوق، فقط اداره امور داخلى و برقرارى امنيت كشورهاى مدوّر- به شرط آنكه تجانس نژادى، زبانى و مانند آن داشته باشند- آسانتر صورت مىگيرد، زيرا دسترسى به نقاط دور دست چنين كشورى به علت توسعه راههاى