مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٦
شده است. استراتگوس يا «استراتژ» به معناى لشكر است. «١» استراتگوس به معنى فرماندهى ارتش هم به كار مىرفت. بطور مثال، ارتش يونان باستان كه از گروههاى كوچك سربازانِ متعلق به خاندانهاى يونانى تشكيل شده بود، توسط افرادى به نام استراتگوس فرماندهى مىشد. علاوه بر اين، معانى زير نيز براى استراتژى مطرح شده است: فن اداره جنگ، فن فرماندهى، فن جنگ و طرح نقشه براى جنگ. «٢» ب- مفهوم اصطلاحى استراتژى:
استراتژى در معناى اصطلاحى جديد به اين صورت تعريف مىشود:
«فن و علم توسعه و به كارگيرى قدرت سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى ملت هنگام جنگ و صلح به منظور تأمين حداكثر پشتيبانى از سياستهاى ملى و افزايش احتمال دستيابى به نتايج مطلوب براى كسب حداكثر پيروزى و حداقل شكست.» «٣» قدرت كه در اين تعريف به كار رفته است به معناى توانايى يك ملت براى رسيدن به هدفهاى مورد نظر است و با عوامل مختلفى چون وحدت ملّى، اعتقادات مردم، نوع حكومت، رهبرى و نظاير آن ارتباط مستقيم دارد. به عنوان مثال، اگر رهبرى در شرايط جنگى قادر باشد، نيروى لازم را تهيه كند، هماهنگى مطلوب را بين آنها به وجود آورد و از اهل فنّ بخوبى استفاده كند، قدرت كشور را افزايش داده است. «٤» هرگاه قدرت سياسى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى، در جهت دستيابى به اهداف نظامى يك ملت به كار رود، استراتژى نظامى ناميده مىشود كه عبارت است از: روش و شيوهاى كه يك كشور با بهرهگيرى از امكانات و توانايى خود براى رسيدن به هدفهاى نظامى و حمايت از اهداف عمومى جامعه خويش بر مىگزيند. «٥» بنابر اين، براى هر يك از ابعاد سياسى، فرهنگى و اقتصادى نيز مىتوان يك تعريف از استراتژى ارائه داد.