مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٦٩
٣- ساير علل مادى جنگ جنگ داراى ريشههاى مادى ديگرى نيز مىباشد كه به برخى از آنها به اختصار اشاره مىشود.
اٌلف- علل زيستى جنگ: اين نظريه به چند صورت مطرح شده است. اوّل، جمعيت جهانى در مقايسه با منابع غذايى از رشد بيشترى برخوردار است، بنابر اين براى برقرارى تعادل بين اين دو، چارهاى جز جنگ نيست. اين نظر نمىتواند درست باشد، زيرا بررسيهاى به عمل آمده نشان مىدهد كه مواد غذايى موجود در زمين براى تغذيه پانصد برابر جمعيت فعلى كافى است. «١» دوم، تلاش در جهت دستيابى به فضاى بيشتر به منظور بهرهمندى از امكانات افزونتر منجر به جنگ مىشود. اين نظريه كه ناشى از افكار برترى طلبى نژادى است، يك دليل عقلى و منطقى براى شروع جنگ محسوب نمىشود، چنان كه تعداد كمى از كشورهاى جهان، (مانند آلمان نازى، اسرائيل غاصب، نژاد پرستان سابق آفريقاى جنوبى) به چنين اصلى اعتقاد دارند.
ب- امپرياليسم: امپرياليسم نيز گاه به عنوان عامل اصلى براى آغاز جنگ معرفى شده است. در اين ديدگاه، امپرياليسم به دو صورت، علت جنگ محسوب مىشود. اوّل، در سطح داخلى، سرمايهداران براى دستيابى به سود بيشتر، به غارت و چپاول خشونتآميز دستمزدها و دست رنجها مىپردازند. دوم، در سطح خارجى، امپرياليسم براى بهرهمندى از مواد اوّليه ارزان و بازارهاى وسيع دست به جنگ مىزند. اين نظريه علل جنگهاى سودجويانه و استعمارى را نشان مىدهد، امّا انگيزه جنگهايى كه غير امپرياليستها در نقاط ديگر جهان انجام مىدهند، را روشن نمىسازد.
ج- دو نظريه ديگر: نظريههاى ديگرى درباره علل مادى جنگ وجود دارد. به عنوان مثال يكى از اين نظريهها مربوط به «هراكليوس يا هراكليت» دانشمند يونانى است. به اعتقاد وى، جنگ بذر ترقى را مىافشاند، امّا چنين نظريهاى فقط به يك رويه جنگ توجّه دارد. در واقع جنگ دو رويه دارد. يك رويه آن سازندگى و رويه ديگر آن بدبختى،