مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٣
منجر مىشود. اين مسأله، پايان زمان بهرهگيرى موفقيت آميز جنگهاى تمام عيار «١» را گوشزد مىكرد. بنابر اين، اساسِ استراتژيهاى بعد از جنگ جهانى دوم بر باز دارندگى «٢» قرار گرفت. «٣» بازدارندگى در طول تاريخ بشر مطرح بوده است، اما پيدايش سلاحهاى اتمى كه داراى قدرت تخريبى باور نكردنى هستند، اهميت آن را افزايش داد. در استراتژى بازدارندگى، ممانعت از جنگ هستهاى و نه پيروزى در جنگ، هدف اصلى را تشكيل مىدهد. در واقع بازدارندگى خواهان حذف و يا كاهش خشونت در سطح جهانى است.
براى دستيابى به چنين هدفى، علاوه بر ابزارهاى نظامى، از ابزارهاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى نيز استفاده مىشود. بر اين اساس است كه مشاركت غير نظاميان در تعيين و تبيين استراتژى بشدت افزايش يافته است. «٤» سير تاريخى و تحوّل در استراتژى بندرت اتفاق مىافتاد كه تئورى به صورت تمام و كمال به مرحله اجرا درآيد. اغلب، حاصل و نتيجه عمل به يك تئورى، با آنچه تئورى پرداز مطرح مىكند، متفاوت است.
علل اين تفاوت، بسيار است. بطور مثال، در تئوريهاى مربوط به استراتژى، وارد شدن عوامل غير منتظره (مانند افزايش نيروى كمكى دشمن)، از دست رفتن عناصر موجود (مانند انهدام تجهيزات در صحنه عمل) و مهمتر از همه، تفاوت بين شخ مسائل نظامى و استراتژيك معاصر ٣٣ ج - استراتژى هستهاى چين ص : ٣٣ ص تئورى پرداز با كسى كه به تئورى عمل مىكند، باعث مىشود بين نظريههاى استراتژيكى و استراتژيهاى عملى تفاوت وجود داشته باشد. بر اين اساس، در درس جديد بر خلاف درس گذشته، به نقاط عطف و برجسته استراتژى در عمل، با تكيه بر جنگها و وقايع مهمّ