مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٩٧
ملل متحد از استقلال عمل و محدوده عمليات اجرايى آن مىكاهد و اين امر در پيشبرد استراتژى مستقل سازمان ملل متحد، خلل ايجاد مىكند.
الف- تعريف سازمانهاى بينالمللى سازمانهاى بينالمللى كه از نقش ويژه در هدايت و تحقق استراتژى برخوردارند، از چه عناصرى تشكيل يافتهاند و تعريف آنها كدام است؟ و بطور خلاصه به چه نوع تشكيلاتى مىتوان نام سازمان بينالمللى نهاد؟ براى فهم آسانتر تعريف سازمان بينالمللى بايد به واژههاى «روابط بينالمللى» و «نهادهاى بينالمللى» كه رابطه تنگاتنگى با واژه سازمان بينالمللى دارند، پرداخت.
روابط بينالمللى در يك مفهوم گسترده به:
«روابط ميان گروههايى كه از نظر زندگى بينالمللى داراى اهميت قابل ملاحظهاى در همه ادوار تاريخ بوده و هستند «١» و بويژه روابط ميان دولتها» «٢» اطلاق مىشود. به بخشى از اين روابط كه در ميان يك اجتماع و يا گروه بينالمللى، به صورت مجموعهاى از تشكيلات، مقررات و سنتهاى منظم، متشكّل دائمى و نهادينه (مانند يك قرارداد بينالمللى) به وجود مىآيد، نهاد بينالمللى گفته مىشود. «٣» هرگاه روابط مذكور بين گروهى از دولتها به منظور تأمين هدفهاى مشترك (از طريق اقدامات مشترك) برقرار شود، يك سازمان بينالمللى دولتى «٤» تأسيس مىشود كه از توانايى در تصميمگيريهاى مستقل و از فعاليت مستمر برخوردار است. به بيان ديگر، هرگاه سه عنصر: «الف- تشكيلات و فعاليت منظم و دائمى، ب- اعضايى مركب از دولتها افراد و گروهها، ج- همكارى در زمينه خاص و مورد توافق» دور هم جمع شوند، يك سازمان