مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٩٢
موجب قدرتمندى افزونتر مىگردد. «١» همچنين ديدگاهها، آرزوها، آرمانهاى ملّى و مذهبىِ مردم، استراتژى را تبيين و هدايت مىكند. تصوّرى كه يك ملّت، كشور و نظام از خود دارد و شعارهايى كه مىدهد، خط مشى استراتژى را تحت تأثير قرار مىدهد، و از همه مهمتر، رهبرى كه بتواند به هماهنگى و به كارگيرى اجزاى قدرت بپردازد و آن را منسجم نمايد و در جهت يك هدف سوق دهد، بر استراتژيهاى يك كشور و يك نظام تأثير زيادى مىگذارد. «٢» عوامل فوق، به انضمام عناصر ديگرى چون ساخت حكومت، ايدئولوژى و عناصرى كه در درسهاى گذشته برشمرديم، ميزان قدرت و در نتيجه مقدار تأثير يك كشور و يك نظام بر رفتار ديگران را مشخص مىسازد.
سير تاريخى نظام بينالملل ميزان و نحوه تأثيرى كه نظام بينالملل بر كشورها مىگذارد، در طول تاريخ يكسان نبوده است. اين امر به ساخت و نوع نظام بينالمللى برمىگردد. براى روشن شدن اين مسأله به بررسى تاريخى نظام بينالملل از قرارداد «وستفاليا» به بعد مىپردازيم. علت انتخاب اين مقطع تاريخى آن است كه بعد از قرارداد وستفاليا نظام بينالمللى به مفهوم امروزى به وجود آمد. «٣» در طى اين دوره تاريخى ما شاهد نظامهاى موازنه قدرت، امنيت دستهجمعى و دو قطبى بودهايم و نيز بعد از فروپاشى شوروى (سابق) جهان دستخوش شكلگيرى يك نظام جديد شده است.
از زمان انعقاد قرارداد وستفاليا- صرف نظر از يك دوره كوتاه «٤»- تا جنگ جهانى اوّل، نظام حاكم بر روابط بينالملل، نظام موازنه قوا بود. «٥» اين سيستم بدان معنا بود كه قدرت