مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٩١
مجموعهاى از عوامل مانند بهرهمندى از مواد خام «١»، بخصوص مواد خام استراتژيك (نظير نفت و اورانيوم)، برخوردارى از تكنولوژى ساخت و توليد محصولات صنعتى و كشاورزى (مانند فولاد و گندم)، دارا بودن مديريت صحيح و نظاير آن نياز است. «٢» توانايى اقتصادى يك كشور و يا يك قطب و بلوكِ حاكم، كمك مؤثرى دراختصاص بيشتر توليد ناخالص ملّى به امور نظامى و در نتيجه افزايش قدرت نظامى است. «٣» عنصر ديگر از مجموعه عناصر قدرت، عامل نظامى است. قدرت نظامى با گرد آمدن عناصرى چون تكنولوژى تسليحاتى پيشرفته، ايمان قوى، تجربه جنگى، توانايى بسيج عمومى و به كارگيرى آن، انگيزه لازم براى جنگ و دفاع، حمايت و پشتوانه مردمى و نظم و انضباط به دست مىآيد. اين قدرت براى دفاع از خويش و يا دستيابى به اهدافِ مورد نظر نظامى و يا گرفتن حق غصب شده، بخصوص در دنياى امروز كه روابط بينالملل از قاعده و قانون مورد قبول و توافق همگانى برخوردار نيست، ضرورى است.
به بيان ديگر، به كمك ارتش قوى نيز مىتوان بر دشمن متجاوز پيروز شد و از تجاوزات احتمالى سايرين جلوگيرى به عمل آورد. «٤» ساخت اجتماعى مردم يك نظام (مجموعه چند كشور) نيز بر سياستها و استراتژيهاى در پيشگرفته آنان تأثير مىگذارد، زيرا نظامى كه از مردمى متحد و بدور از اختلافات نژادى و معتقد به پيروى از قانون برخوردار باشد، قادر است با قدرت و قوت بيشترى به اتّخاذ خط مشيهاى مستقل و اجراى آن مبادرت نمايد. علاوه بر آن، ويژگيهاى مثبت مورد اشاره، باعث افزايش اعتبار (پرستيژ) جهانى نظام مىگردد كه اين عامل نيز