مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٩٠
كمغذايى، فساد حكومتى و نظاير آن دست و پا مىزند. «١» در طرف ديگر، كشورهاى پيشرفته مشاهده مىشوند كه نهتنها با هيچ يك از اين مشكلات رو به رو نيستند، بلكه در آستانه استفاده از ماشين براى گردش در مدار زمين، عادى سازىِ مسافرت به فضا، اجازه تشكيل ارتش براى افراد و مانند آن قرار دارند. «٢» روشن است كه بخش عمده پيشرفتهاى جهان پيشرفته، مرهونِ غارت و چپاول سرمايههاى مادى و معنوى شرق، از عصر جنگهاى صليبى و استعمار كهنه تاكنون است.
بنابراين علىرغم اينكه از نظر تئورى، نظام بينالملل بايد از مجموعه روابط متقابل كشورها تشكيل شود، اما تجارب تاريخى نشان داده است كه همواره يك يا چند كشور قدرتمند (استعمارى) مركز ثقل سياست بينالملل را در دست داشتهاند. «٣» براين اساس، جهان سوم نبايد انتظار داشته باشد كه كشورهاى شمال بدون هيچگونه فشارى، سخاوتمندانه به آنها كمك نمايند و دست آنان را براى اجراى استراتژيهاى توسعه (سياسى، اقتصادى و نظامى) باز بگذارند. «٤» عناصر قدرت در نظام بينالملل نظام بينالملل با بهرهگيرى از چه عناصر و امكاناتى قادرند بر ديگران و رفتار آنان تأثير بگذارند، پاسخ كوتاه به اين سؤالات «قدرت» است كه به معناى توانايى لازم براى تأثيرگذارى و يا كنترل رفتار ديگران است، قدرت نيز از مؤلّفهها و عناصر مختلفى تشكيل مىشود.
در مباحث گذشته به برخى از اين عناصر و امكانات (مانند جمعيت، جغرافيا) اشاره شد و به اختصار تأثير كمى و كيفى هر يك در افزايش يا كاهش قدرت و سرانجام به نقش آن در مقدار «آسيبپذيرى» و «آسيبناپذيرىِ» كشور، مورد بررسى قرار گرفت. اينك به برخى ديگر از اين عناصر- كه تحت عنوان عناصر قدرت از آن نام مىبريم- اشاره مىشود:
يكى از مهمترين عناصر قدرت، توانايى اقتصادى است؛ براى دستيابى به آن به