مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٨٨
بينالمللى در دورهاى از تاريخ بشر معرّفى مىكند. «١» در تعريف ديگرى، نظام بينالملل به مفهوم محيطى در نظر گرفته مىشود كه در آن كشورهاى متعدد (و سازمانهاى بينالمللى و منطقهاى و مانند آن) حضور دارند، بطورى كه رفتار، جهتگيرى و خواسته كشورهاى مزبور از نظام بينالملل تأثير مىپذيرد. «٢» به نظر مىرسد كه در حقيقت نظام بينالملل در بردارنده هر دو تعريف فوق باشد، زيرا از يك سو مركز ثقلى است كه سياستها و استراتژيهاى جهانى و منطقهاى را تحت تأثير قرار مىدهد و از سوى ديگر از مجموعه چند كشور تشكيل مىيابد.
اگر چه نظام بينالملل از مجموعه كشورها تشكيل يافته است، امّا ساختار آن با ساختار كشورها متفاوت است، زيرا جامعه داخلى (كشور) بر خلاف جامعه جهانى (نظام بينالملل) از اتحاد، تشكل و سازماندهى بيشتر برخوردار است و در آن قانونِ واحد، حاكم است و از قواى سهگانه بهرهمند مىباشد.
ساختار حاكم بر نظام بينالملل كشورها كه از مهمترين عناصر تشكيل دهنده نظام بينالملل به شمار مىروند، از چه ساختارى برخوردارند؟ يكى از راههاى موجود براى پاسخ به سؤال مزبور، طبقهبندى كشورها براساس ابعاد سياسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى است. «٣» در اينجا به توضيح برخى از اين ابعاد مىپردازيم تا بخشى از ساختار حاكم بر نظام بينالملل روشن شود.
در بعد فرهنگى و فكرى (ايدئولوژى) بطور عمده در نظام بينالملل سه ايدئولوژى (نظام فكرى) ليبراليسم، كمونيسم و اسلام، حاكم است. «٤» هر يك از سه ايدئولوژى