مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٧٨
از جنگهاى سى ساله پروتستانها و كاتوليكها در اروپا- در سال ١٠٢٧ ه. ش./ ١٦٤٨ م.
بين طرفين جنگ به امضا رسيد، ويژگيهاى جديدى مانند استقلال و آزادى عمل در امر سياستگذارى (حاكميت مستقل) و تأسيس مراكز نوين قانونگذارى، اجراى قانون و نظارت بر اجراى آن را به ارمغان آورد. اين ويژگيهاى جديد به انضمام دو عنصر سرزمين و مردم- كه قبل از دو عنصر فوق هم موجود بوده است- از مهمترين عناصر تشكيل دهنده كشور يا دولت «١» به مفهوم كنونى به حساب مىآيند «٢». بر اين اساس، هر يك از عناصر بالا را مورد بررسى قرار مىدهيم.
عناصر ساختارى تكوين دولت (كشور)
الف- سرزمين:
سرزمين يكى از عناصر تشكيل دهنده دولت يا كشور است. اين عنصر به يك منطقه جغرافيايى و يا يك ناحيه از كره زمين كه با مرزهاى معينى مشخص شده است و تعدادى مردم در آن ساكن باشند، اطلاق مىشود. بنابراين، براى تأسيس يك كشور، سرزمين و مردم دو عنصر تفكيك ناپذير به شمار مىروند، زيرا زندگى مردمى كه به دور هم گرد آمدهاند، در مكانى به نام سرزمين شكل مىگيرد. «٣» اگر چه سرزمين شرط اصلى براى پديد آمدن كشور است، امّا يك استثنا در اين باره وجود دارد و آن زمانى است كه دولت به مفهوم كابينه دولت (نه به مفهوم كشور) بهكار رود. «٤» در اين صورت، سرزمين شرط اساسى براى تشكيل دولت محسوب نمىشود. «دولتهاى در تبعيد» كه ابتدا در خارج از مرزهاى يك سرزمين شكل مىگيرند،