مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٩
هستهاى» «١» پايان داده شود و از «سلاحهاى گرماهستهاى) نيز استفاده گردد. در چنين حالتى يك جنگ هستهاى عمومى واقع خواهد شد. «٢» ب- جنگ محدود:
بازدارندگى، وقوع جنگ را بكلى منتفى نمىكند، به بيان ديگر، خطر جنگ همواره وجود دارد و در صورت بروز يك جنگ هستهاى موجوديت كشورهاى به كارگيرنده و درگير جنگ هستهاى، در معرض خطر جدى قرار مىگيرد.
بنابراين، براى آماده بودن به منظور جنگ و پرهيز از انهدام كامل، جنگ محدود مىتواند يك راه حل مناسب باشد. در واقع، جنگ محدود راهى بين «انهدام و تسليم» است. «٣» جنگ محدود همانند جنگ عمومى داراى تعريفهاى متعددى است. يكى از تعريفهاى جنگ محدود، مفهوم هستهاى آن است. در اين مفهوم، جنگ محدود (هستهاى) يك جنگ اتمى است كه شامل خاك آمريكا و شوروى (سابق) نگردد. در چنين جنگى آمريكا و شوروى (سابق) فقط به حمايت همه جانبه از يكى از طرفهاى درگير در جنگ مىپردازند و از درگيرى مستقيم عليه يكديگر اجتناب مىكنند. «٤» اما هيچگونه تضمينى وجود ندارد كه در صورت وقوع يك جنگ محدود هستهاى، ديگر كشورهاى دارنده سلاحهاى هستهاى از خود خويشتندارى نشان دهند و از هرگونه اقدامى كه منجر به «تصاعد جنگ» «٥» شود، خوددارى ورزند. «٦» ٢- جنگ غير هستهاى جنگهاى غير هستهاى بر خلاف جنگهاى هستهاى بدفعات مورد استفاده انسان قرار