مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٧
تقسيم مىشوند. اين تقسيم يكى از جامعترين تقسيماتى است كه براى جنگ بيان كردهاند. اهميت اين تقسيم به دو دليل زير است:
الف- تا حد زيادى از ابهاماتى كه تقسيمات ديگر دارند، دور است. به عنوان مثال، تقسيم جنگ به عادلانه و غير عادلانه اين ابهام را به وجود مىآورد كه كدام جنگ را مىتوان عادلانه و يا غير عادلانه شمرد.
ب- اين چارچوب شامل جنگهاى بيشترى مىشود. به جهت دلايل مذكور است كه اين تقسيم را برگزيده و به توضيح آن مىپردازيم.
١- جنگ هستهاى به عقيده نويسنده آمريكايى كتاب «دام سلاح هستهاى و راهى براى گريز از آن» «١»، نظاميان و دولتمردان آمريكايى فكر مىكردند شورويها (سابق) با در اختيار داشتن هارتْلند (قلب زمين) براحتى مىتوانند به اروپاى غربى (متحد آمريكا) حمله كنند؛ بنابراين، تنها راهى كه بتوان جلوى پيشروى شوروى (سابق) را سد كرد توسعه سلاحهاى هستهاى است، زيرا شوروى (سابق) را نمىتوان (به علت دارا بودن سربازان بىشمار و عمق استراتژيك و مهمتر از آن، يخبندان هميشگى اقيانوس منجمد شمالى) از طريق زمين و دريا مورد حمله قرار داد. «٢» واقعيت آن است كه سخن درباره ابعاد مختلف جنگ هستهاى به كمك تصورات ذهنى صورت مىگيرد، زيرا پس از بمباران اتمى ژاپن، از سلاحهاى اتمى در ميدانهاى جنگ استفاده نشده است، چون در كنار پيشرفتهاى كمّى و كيفى سلاحهاى هستهاى، محدوديتهاى جدّى (مانند وحشت از طرف مقابل) در زمينه توليد، انبارسازى و به كارگيرى آن وضع شد. همچنين با فروپاشى شوروى (سابق) روند مسابقه تسليحاتى (هستهاى) روبه كاهش گذاشته است، ولى كره زمين همچنان بر لبه پرتگاه هستهاى قرار دارد، زيرا هم اكنون مقادير زيادى از تسليحات هستهاى وجود دارند كه تضمين صد در صد