مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٥٥
در پايان اين درس توجه به سه نكته ضرورى است. اوّل- عوامل جغرافيايى به تنهايى منشأ امور مثبت و منفى نيستند، بلكه نقش اساسى به عامل انسانى (جمعيت و بخصوص خواست حكومت حاكم) بر مىگردد. به بيان ديگر، انتخاب و اجراى موفقيت آميز استراتژى به ميزان آگاهى و به كارگيرى بهينه دولتمردان از عوامل جغرافيايى بستگى دارد. دوم- هيچ يك از عوامل جغرافيايى به تنهايى نقش مطلق در استراتژى ندارند، بلكه به كارگيرى تمام يا بخشى از عوامل به همراه مديريت صحيح، مىتواند موفقيت آميز باشد. سوم- با توسعه تكنولوژى و تسلط گسترده انسان بر طبيعت، بيش از گذشته محدوديتهايى كه عوامل جغرافيايى ايجاد مىكردند (مانند تأثير باران در كاهش سرعت هواپيما)، تا حد زيادى برطرف شده است. «١» تعريف و انواع جنگ در گذشته بيان كرديم كه استراتژى با جنگ و مسائل نظامى سر و كار دارد، ولى به اين پديده محدود نمىشود. در واقع، بكى از تعاريف استراتژى، به معناى به كارگيرى قدرت نظامى و جنگ جهت وصول به اهدافى است كه سياستهاى كلى يك كشور را تعيين مىكند. بنابر اين، بر خلاف گذشته، جنگ بخشى از استراتژى (بزرگ، همه جانبه و ملّى) و يكى از وسائل دستيابى به اهدافِ استراتژى محسوب مىشود.
جنگ علاوه بر اينكه وسيلهاى براى نيل به اهداف استراتژى است، وسيلهاى براى دفاع، احقاق حق و ابزارى براى ارضاى زياده طلبى دولتها و ملتها نيز هست. به بيان ديگر، تا زمانى كه گروهها و كشورهاى متعدد با اهداف مختلف وجود دارند و تا هنگامى كه نهاد بين المللى مورد اعتماد و جدّى به منظور برقرارى صلح و جلوگيرى از جنگ وجود ندارد، وقوع جنگ اجتناب ناپذير است. «٢» قرآن مجيد نيز تصريح به ضرورت آمادگى براى جنگ دارد. علامه طباطبايى در