مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٩
تنشزدايى، توفيق نسبى در ايجاد وحدت بين اعضا، تلاش در جهت بين المللى كردن مشكلات اقتصادى كشورهاى عضو، موفقيتهايى داشته است؛ «١» اما مشكلاتى چون وجود گروه بنديهاى داخلى (مانند اتحاديه عرب، سازمان وحدت آفريقا)، فقدان ضمانت اجرايى مصوبات، نفوذ قدرتها، تركيب ناهمگون ايدئولوژيها (مانند ناسيوناليسم، اسلام) عدم پايبندى به اصل همزيستى مسالمت آميز (مانند جنگ هند و پاكستان)، علل ناكامى استراتژى عدم تعهد را تشكيل مىدهند.
عدم تعهد بر خلاف بيطرفى خواهان كاهش درگيرى و جنگ است، ولى جنگ رهايى بخش را براى نجات از استعمار لازم مىداند. بنابراين، در تلاش براى تغيير وضع موجود است. بر اين اساس، انتخاب استراتژى عدم تعهد نيازى به قبول اوّليه قدرتهاى بزرگ ندارد.
د- استراتژى اتحاد و ائتلاف «٢».
هرگاه دو يا چند كشور معتقد شوند كه فقط در صورت برقرارى اتحاد و ائتلاف متقابل قادر به حفظ و يا دستيابى به اهداف و منافع ملى هستند، مبادرت به تأسيس «اتحاد» مىكنند. بنابر اين، اشتراك در اهداف و منافع ملى، ايدئولوژى و تصور خطر مشترك موجب ايجاد و تداوم اتحادهاست. بر اين اساس، اتحادها فقط جنبه نظامى ندارند (مانند بازار مشترك اروپا و اكو)؛ در واقع افزايش نفوذ همه جانبه و يا جنگ، تنها هدف اتحادها نيست، بلكه اتحادها بيشتر جنبه بازدارندگى دارند. «٣» حتى پيمانهايى كه از جنبه تهاجمى برخوردارند تهاجمى بودن خود را به وضوح در قراردادهاى منعقده ذكر نمىكنند.
اتحادها را به طُرق مختلف تقسيم مىكنند، بطور عمده، شرط تحقق پيمان (مانند تجاوز به يكى از اعضا)، نوع و ميزان تعهدات اعضا (هميشه تعهدات اعضا برابر نيست)، درجه همكارى اعضا (همكارى اعضاى پيمان بر خلاف گذشته تا زمانى كه پيمان وجود دارد، دايمى است) و گستردگى حوزه جغرافيايى، معيارى براى تقسيم بندى اتحادهاست. «٤»