مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٥
استفاده مىشود و در كنار آن براى دستيابى به اهداف مورد نظر، از مذاكرات و راه حلهاى سياسى هم بهره مىگيرند. اگرچه استراتژى غير مستقيم در گذشته نيز، مورد توجه و استفاده بود، اما در حال حاضر با كاهش اعتبار استراتژى مستقيم كه ناشى از تنفر بشر از جنگ و عدم كارايى مؤثر جنگ براى تأمين اهداف است، بر اهميت به كارگيرى استراتژى غير مستقيم افزوده شده است. «١» استراتژيهاى سياسى (غير مستقيم)
واضع واژه استراتژى غير مستقيم، «ليدل هارت» انگليسى در سال ١٢٩١ ه. ش./ ١٩١٢ ميلادى است، به عقيده وى استراتژى غيرمستقيم به معناى فشار غير مستقيم نيروى نظامى بر دشمن، توجه محدود به كاربرد قدرت نظامى، به كارگيرى عوامل روانى، پرهيز از زور و خشونت تا سرحد امكان و بهرهگيرى از تشويق، ترغيب، تنبيه و مصالحه سياسى، اقتصادى و فرهنگى براى نيل به تأمين و حفظ امنيت و منافع واهداف ملّى است. براى تحقق هدفهاى مورد نظر، هر كشورى با توجّه به امكانات و تواناييهاى بالفعل و بالقوه، موقعيت جغرافيايى، نيازهاى داخلى، تهديدهاى موجود، توان اقتصادى، ساختار نظام بين المللى و نظاير آن استراتژى سياسى مناسب را بر مىگزيند. «٢» انواع استراتژى سياسى عبارتند از:
الف- استراتژى انزواطلبى «٣».
استراتژى انزواطلبى حاكى از عدم پذيرش تعهدات نظامى و اعزام نيروى نظامى به خارج وكاهش روابط ديپلماتيك، اقتصادى و فرهنگى با كشورهاى ديگر است. كاهش روابط با كشورها به معناى عدم توانايى در برقرارى روابط نيست، بلكه يك كشور به ميل خود به قطع يا كاهش روابطى مىپردازد كه ممكن است منجر به دخالت و يا سلطه ديگران، بر آن كشور گردد، زيرا هدف استراتژى انزوا، حفظ تماميت ارضى و استقلال كشور است. علاوه بر آن، اين استراتژى در صدد است بدون اتكا به ديگران، هرگونه تهديد داخلى و خارجى را دفع نموده و با بهرهگيرى از خودكفايى اقتصادى و اجتماعى،