مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٣٠
كردند، اما دستيابى شوروى (سابق) به بمب اتمى، بمب هيدروژنى، موشكهاى قارهپيما و ماهواره ونيز انعقاد پيمانهاى نظامى ناتو (در سال ١٩٤٩ ميلادى) و ورشو (در سال ١٩٥٥ ميلادى)، روند توليد سلاحهاى هستهاى را تشديد كرد. بر اين اساس، افرادى چون خروشچف رهبر وقت شوروى (سابق)، بقاى يك ارتش بزرگ زمينى را لازم نمىديدند، زيرا وجود سلاحهاى هستهاى براى دفع حملههاى دشمن و يا برترى برآن، كافى به نظر مىرسيد. «١» ٢- استراتژى «پاسخ انعطاف پذير»: شوروى (سابق) به منظور حمايت از «كاسترو» در مقابل كمك آمريكا به مخالفان انقلاب كمونيستى كوبا، موشكهاى ميانبرد اتمى را در آن كشور مستقر كرد. تهديد هستهاى «دولت كندى» نسبت به اين اقدام، باعث شد كه خروشچف دستور برچيدن موشكها را صادر نمايد. همچنين آمريكا براى مهار بحرانهايى نظير «بحران لبنان» قادر نبود از قدرت هستهاى خود استفاده كند و ناگزير به پياده كردن هشت هزار نيروى نظامى در لبنان شد. بعلاوه، اوج گيرى ناسيوناليسم كه منجر به استقلال بسيارى از مستعمرات و تأثير آن بر روابط بين المللى شد و مهمتر از همه، انتشار كتاب «شيپور نامطمئن» از سوى «ماكسْول تايْلور» كه قدرت واكنش سريع هستهاى غرب، در مقابل حمله شوروى را مورد ترديد قرار مىداد، باعث گرديد بيش از پيش، لزوم تجديد نظر در استراتژى انتقام گسترده را گوشزد كند. «٢» «دكترين مك نامارا» (وزير دفاع وقت آمريكا) كه اساس استراتژى پاسخ انعطافپذير (هدايت شونده يا منعطف) قرار گرفت، حاكى از آن بود كه بايد در پاسخ به حمله شوروى (سابق) از سلاح هماهنگ با سلاحى كه شورويها در حمله استفاده مىكنند، بهره گرفت. اين استراتژى، تنها پاسخ هستهاى را به دنبال نداشت، بلكه معتقد بود، تقويت همه جانبه نيروى غير هستهاى قادر است جلوى پيشروى دشمن را بگيرد. «٣» ٣- استراتژى «انهدام متقابل»: در سال ١٩٧٣ ميلادى (١٣٥٢ ه. ش.) در پى انعقاد