مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٧
وسائل ارتباطى و مخابراتى سريع، نفرات رزمى بيشتر، جنگ روانى در مقياس وسيع، دستاوردهاى ديگر صنايع، احساسات مليّت خواهى و نظاير آن استفاده شد. بنابراين براى دستيابى به پيروزى در جنگ، به كارگيرى توأم عوامل غير نظامى و نظامى (نيروى هوايى، دريايى و زمينى) به خوبى مورد توجه قرار گرفت. اين مسأله موجب گرديد استراتژى از مفهوم نظامى صرف خارج شود. در واقع، جنگ جهانى اول نشان داد كه جنگ مهمتر از آن است كه فقط به فرماندهان نظامى واگذار گردد. «١» تجربه جنگ جهانى اول نشان دادكه ايده پدافندى كردن استراتژى، منجر به عدم تحرّك سربازان و شكست آنان مىشود. اين امر حتى تلاشهاى آلمان و فرانسه را در جنگ جهانى دوم كه با تحمل هزينههاى زياد، خطوط دفاعى و پدافندى «زيگْفَريد» و «ماژينُو» را ايجاد كرده بودند، ناموفق گذاشت و موجب تقويت نيروهاى دريايى، زرهى و هوايى گرديد. طرح اشْلايْفِن كه با تغييرات جزئى از سوى آلمان در جنگ جهانى اول به كار گرفته شد، پيروزى را براى آلمان به ارمغان نياورد. بر اين اساس، با شروع جنگ جهانى دوم تأثير مطلق تئوريهايى چون جنگ ميكانيزه «٢» و جنگ هوايى مورد ترديد قرار گرفت و استراتژى علاوه بر مفهوم نظامى، معناى غير نظامى نيز يافت.
د- استراتژى نظامى در جنگ جهانى دوم در جنگ جهانى دوم، ابعاد غير نظامى بيش از گذشته مورد توجه قرار گرفت و به همين دليل استراتژى، مفهوم گستردهترى يافت. بهرهگيرى ابعاد غير نظامى در جنگ و ائتلاف و اتحادها (مانند دول متحد و دول متفق) همانند جنگ جهانى اول، موجب فرسايشى شدن جنگ جديد گرديد. پشتيبانى نيروى زمينى و دريايى، باعث تحرك بيشتر نيروى هوايى در بمباران مراكز حياتى (سياسى، جمعيتى و صنعتى) دشمن شد.
تجربه موفق استفاده از هواپيما در جنگ جهانى اول، منجر به كاربرد فراوان آن در جنگ جهانى دوم شد و به كمك هواپيما بود كه ژاپن مورد بمباران اتمى قرار گرفت. علاوه بر