مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٧١
كافى كه مبيّن واقعيات باشد، اجتناب ناپذير است. «١» دستيابى به واقعيات، بدون دسترسى به مراكز اطّلاع رسانى و منابع اطلاعاتى غيرممكن است. هر اندازه كه اين مراكز كارآمدتر باشند، استراتژيست بهتر مىتواند به اطّلاعات دقيقتر دست يابد. بدينسان بر ميزان توفيق تصميمات استراتژيك كه براساس اين اطّلاعات گرفته مىشود، افزوده مىگردد، زيرا اطّلاع دقيق از تواناييهاى سياسى، اقتصادى، نظامى و فرهنگى از نيروهاى خودى و دشمن، نيازهاى داخلى، ساختار نظام بينالمللى و آشنايى با ابزارها و نهادهاى مجرى استراتژى، از عوامل مؤثر در توفيق استراتژى به شمار مىرود. بعلاوه، سرعت انتقال اطّلاعاتِ به دست آمده، به مراكز تصميمگيرى استراتژيك، بويژه در شرايط بحرانى، نيل به هدف استراتژى را تسهيل و تسريع مىكند. «٢» پىريزى تصميمات برمبناى واقعيات، نبايد به معناى ناديده گرفتن ارزشهاى جامعه باشد، بلكه استراتژيست بايد با توجه به واقعيات موجود، در جهت تحقق و استقرار ارزشهاى جامعه خويش گام بردارد. بر اين اساس، دو مقوله «ارزش» و «واقعيت» در هم مىآميزند و دسترسى به بهترين تصميم را از سوى استراتژيست ميسر مىسازد. بديهى است، نيل به چنين درجهاى از تصميمگيرى استراتژيك، مشروط به آگاهى كامل استراتژيستها از ارزشهاى جامعه و نيز اطّلاع دقيق از واقعيات جامعه در صحنه داخلى و خارجى است. «٣» اتكاء به تواناييهاى اقتصادى منابع و تواناييهاى اقتصادى نقش اساسى در اتّخاذ تصميم استراتژيك ايفا مىكنند.
علاوه بر آن، تداوم هر استراتژى و يا كاميابى استراتژى در نيل به اهداف مورد نظر، به پشتيبانى و حمايتهاى اقتصادى بستگى دارد. به ديگر سخن، استراتژيهاى موفق به ميزان