مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٥٩
مىنمايد. انديشه اقتصادى نيز هنگامى منجر به رشد اقتصادى مىشود كه غير وابسته و متكى به خلاقيت شخصى و درونى (داخلى) باشد، چون فقط در اين صورت است كه دريافتىهاى خود را بدقت بررسى كرده و سِره را از ناسِره متمايز مىسازد و بدين وسيله باعث پرهيز از اتّخاذ و اجراى انديشههاى اقتصادى مخرّب مىگردد.
هنگامى كه انديشه اقتصادى درصدد رفع تنگناها و حل معضلات اقتصادى برآيد، تلاش منظم و سازمان يافتهاى در جهت اتّخاذ تصميمات لازم خواهد كرد. براى نيل به اين منظور، نيازمند جمعآورى اطّلاعات لازم و بررسى مدلهاى مختلف براى اخذ تصميم مناسب است. در نتيجه، تصميمِ گرفته شده- كه همان برنامه خواهد بود- موجب سهولت ارتباطات و مشاركت اجزاى برنامه و انطباق با شرايط و امكاناتِ موجود براى حل موفقيتآميز مشكلات و يا اجراى طرحهاى اقتصادى مىگردد. «١» براى تحقق رشد اقتصادى، علاوه بر فراهم آمدن انديشه اقتصادى و برنامهريزى اقتصادى، به مديريت اقتصادى نيز نيازمنديم. مديريت اقتصادى بر پايه دانش، تفكر، برنامهريزى، سازماندهى، هماهنگى، نظارت، ارزشيابى و ... استوار است، و از اعتماد به نفس، اختيارات لازم، قاطعيت، ابتكار عمل، انضباط و ... برخوردار است. همچنين نسبت به نيازها، امكانات، ثمراتِ وحدت عمل مجريان، جبران خدمات آنان، تقسيم كار و ... آگاه است. «٢» جملگى اين اوصاف را مىتوان در حديثى از اميرالمؤمنين على (ع) ملاحظه كرد:
لا يَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ الّا اهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمواقِعِ الْحَقِّ» پرچم مديريت و فرماندهى را به دوش نمىكشد، مگر كسى كه صاحب بصيرت و مقاومت و آگاه به مواضع و مسائل حق باشد. «٣» ٢- اقتصاد و تصميمات استراتژيك:
با به كارگيرى انديشه، برنامه، مديريت اقتصادى و نيز عناصر ديگر، قدرت اقتصادى به دست مىآيد. چنين اقتصادى حداقل