مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٥٨
يك مجموعه به هم پيوسته، زمينههاى لازم براى افزايش توان تصميمگيرى استراتژيك نظام سياسى را بهوجود مىآورد. بنابراين كشورهاى فدرال جهان، كه نمونه نسبى از همبستگى ملّى به شمار مىروند، تا حد زيادى از ظرفيت و سرعت در تصميمات استراتژيك بهرهمند هستند. در عوض، يوگسلاوى و شوروى سابق از آن بىبهره بودهاند. «١» اقتصاد و تصميمگيريهاى استراتژيك برخوردارى از منابع اقتصادى و توانايى- مديريتى و تكنولوژيكى- در بهرهبردارى از آن، منجر به افزايش قدرت اقتصادى مىگردد؛ قدرت اقتصادى نيز پشتوانهاى براى اتّخاذ تصميمات استراتژيك و يا اجراى آسان آن به شمار مىرود. همچنين قدرت اقتصادى توانايى لازم، براى تأثيرگذارى بر تصميمگيريهاى ديگران (دُول خارجى) و يا مقابله مؤثر در برابر تهديدات و مقاصد دشمن را فراهم مىآورد.
الف- عناصر اقتصادى و تصميمات استراتژيك عناصر و منابعى كه منجر به افزايش قدرت اقتصادى مىشوند، متعدد و متنوعند.
بخشى از اين عناصر، اقتصادى و برخى ديگر غيراقتصادىاند. در مباحث گذشته به بعضى از منابع اقتصادى (مواد معدنى) و غير اقتصادى (روحيه ملّى) اشاره كرديم. اينك به عناصر غير اقتصادى ديگر، كه در ارتقاى توانمندى اقتصادى مؤثرند، و نيز به ميزان تأثيرى كه مجموعه اين عوامل بر تصميمات استراتژيك دارند، مىپردازيم:
١- عناصر غيراقتصادى:
عناصر غير اقتصادى كه در افزايش قدرت اقتصادى مؤثرند، نيز متعددند. پرداختن به تمام عناصر از حوصله اين بحث خارج است. براين اساس، به برخى از آنها (مانند تفكر، برنامه و مديريت اقتصادى) كه اهميّت و تأثير بيشترى در افزايش توانمندى اقتصادى دارد، اشاره مىشود.
تفكر و انديشه اقتصادى، مقدّمه عمل اقتصادى است، زيرا انديشه اقتصادى است كه كاستيها و نيازهاى اقتصادى را درك مىكند و راه جبران كاستيها و نيازها را ترسيم