مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٥
به بيان ديگر، سلاحهاى استراتژيكِ قبل از جنگ جهانى اوّل به نيروى دريايى قوى كه قدرت نابودسازى كامل متخاصم را دارا بود، اطلاق مىشد و در فاصله دو جنگ جهانى، نيروى هوايى مقتدر، و بعد از جنگ جهانى دوم، تسليحات اتمى، شيميايى و ميكروبى، جزو سلاحهاى استراتژيك به شمار آمدهاند، كه توانايى انهدام كامل و كشتار جمعى نيروهاى دشمن را دارند. «١» الف- موشكهاى بالستيكى قارهپيما «٢» كشف و كاربرد موشك، سابقهاى طولانى دارد. آلمان هيتلرى، اولين كشورى بود كه در آستانه دهه ١٩٤٠ ميلادى (دهه ١٣٢٠ ه. ش.) به تكنولوژى موشكهاى جديد موسوم به موشكهاى هدايت شونده V ١ و V ٢ دست يافت و آن را در جنگ جهانى دوم به كار برد. «٣» دوازده سال پس از پايان جنگ جهانى دوم، روسها و سپس آمريكاييها، با بهرهگيرى از تجربيات آلمانيها «٤»، به موشكهاى هدايت شونده (موشكهاى بالستيكى قارهپيما) دست يافتند كه داراى برد زيادتر بوده و از توانايى حمل سلاحهاى هستهاى، به نقاط دور برخوردار بود. بعدها با تداوم رقابت تسليحاتى بين دو ابرقدرت، بر كميت و كيفيت اين موشكها افزوده شد. «٥» موشك بالستيكى قارهپيما به موشكى گفته مىشود كه داراى برد طولانى، قدرت اوجگيرى زياد (تا خارج از جوّ زمين) دقت فوقالعاده، سرعت بالا، قدرت تخريب فراوان است و پس از پرتاب تابع نيروهاى جاذبه زمين است. «٦» اين موشكها توسط