مسائل نظامى و استراتژيك معاصر - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠٧
نقش عوامل ويژه نظامى، در استراتژى دولتها و كشورها همواره در پى كسب، حفظ و افزايش قدرت هستند، زيرا قدرت نقش اساسى و بنيادى در پيگيرى و دستيابى به هدفهاى مورد نظرِ آنان ايفا مىكند؛ اين هدفها گاه صلحآميز و گاه غير صلحآميز است. به بيان ديگر، قدرت از يك سو براى تحقق اهدافى چون دفاع و جنگ به كار مىرود، و از سوى ديگر براى دستيابى به صلح و هدفهاى صلحآميز ديگر (مانند رفاه اقتصادى)، مورد استفاده قرار مىگيرد. «١» براى تحقق قدرت مذكور، عناصر مختلفى بايد گرد هم آيند. يكى از مهمترين و آشكارترين آنها، «قدرت نظامى» است. گفتنى است كه نيل به قدرت نظامى به آسانى صورت نمىگيرد، بلكه به فراهم آوردن مجموعهاى از عوامل چون ابزار جنگى مناسب، نيروى نظامى كافى، برخوردارى از تكنولوژى توليد تسليحات مورد نياز، توجه به روشهاى درستِ گردآورى اطلاعات از دشمن، بهرهمندى سربازان از روحيه جنگجويى، رهبرى و مديريت نظامى و پشتوانه اقتصادى قوى و مانند آن بستگى دارد، كه در اين فصل به بررسى برخى از آنها مىپردازيم.