عبرتهاى عاشورا
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨
يزيد عاشق زنى شوهردار شد به نام ارينب دختر اسحاق، كه زنى با كمال، شريف و ثروتمند و همسر عبدالله بن سلام بود. چون معاويه از عشق يزيد بدو آگاه شد، با مكر و حيله و صحنه سازى، عبدالله بن سلام را فريفت تا همسر خود، ارينب را طلاق دهد. او تا تمام شدن عدّه طلاق، عبدالله را در شام نگاه داشت و به او وعده ازدواج با دختر خود را داد. پس از تمام شدن عدّه ارينب، فردى به نام ابودردا، مأمور شد كه به مدينه رَوَد و ارينب را براى يزيد خواستگارى كند. او وارد مدينه شد و در اين زمان، داستان عشق يزيد و طلاق ارينب بر سر زبانها بود. ابودردا به محض ورود به مدينه، خدمت امام حسين عليه السلام رسيد و چون امام از ماجرا آگاه شد، چارهاى انديشيد و اين دزدى ناموسى انجام نگرفت. «١»
نقل است در روز عاشورا ده نفر داوطلب شدند و بر بدن پاك امام حسين عليه السلام با اسب تاختند. سپس نزد ابن زياد آمدند و جايزهاى ناچيز گرفتند. ابوعمر زاهد مىگويد، نسب آن ده نفر را بررسى كرديم، همه فرزند نامشروع بودند. «٢»
٢- حرامخوارى:
روابط درست اقتصادى از پايههاى مهمّ اديان الهى و حكومت اسلامى و جامعه دينى است و روى آوردن به روابط اقتصادى نا مشروع، نشانه بيمارى جامعه و تباهى افراد است و اين بيمارى در روزگار امام حسين عليه السلام آشكارا خودنمايى مىكند. چون امام حسين عليه السلام در روز عاشورا كوشيد تا با نصيحت و موعظه سپاه كفر را از زشتكارىشان آگاه كند و از ادامه راهى كه در آن لغزيدهاند، بازدارد، آنان با غوغا و جنجال، مانع رسيدن صداى امام به گوش خود شدند. امام حسين عليه السلام رو بدانان كرد و فرمود:
«كُلُّكُمْ عاصٍ لِامْرى غَيْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلى فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَ طُبِعَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَيْلَكُمْ الا تَنْصِتُونَ؟ الا تَسْمَعُونَ؟» «٣»
همه شما فرمان مرا سرپيچى مىكنيد، به سخنم گوش فرا نمىدهيد؛ زيرا