عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٠


ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرينَ» «١»
و چه بسيار پيامبرانى كه همراهشان توده‌هاى الهى انبوه، كار زار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد، سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم [دشمن‌] نگرديدند، و خداوند شكيبايان را دوست دارد.
خاصّان حق طلب در طول تاريخ، همواره با مشعل بصيرت، تاريكى‌هاى جهل و خرافه را دريده و با تمام وجود از حق و حقيقت دفاع كرده و بر محور اولياى الهى سلسله حق پويان را تداوم بخشيده‌اند. و حماسه خونين عاشورا، حلقه‌اى سترگ و جاودان از آن سلسله است كه با همّت هفتاد و دو رادمرد فداكار به وقوع پيوست و رنگ ابديت به خود گرفت. گفته‌ها و نوشته‌ها درباره خواص عاشورا بسيار است و تا قيامت نيز ادامه خواهد يافت. اين رادمردان از ويژگى هايى برخوردارند كه آنان را از ديگران ممتاز مى‌سازد. در زير كوشيده‌ايم از اين ويژگى‌ها به اختصار سخن گوييم:
١- ايمان:
رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره يكى از ياران خاص خود به نام عمّار ياسر فرمود:
عمّار، سراسر، ايمان است و ايمان با گوشت و خونش عجين گشته است. «٢» و اين ويژگى در همه ياران امام حسين عليه السلام به چشم مى‌آمد و يكايك آن مردان الهى سرآمد ايمان به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله بودند و آنچه آنان را چون براده‌هاى آهن به سوى مغناطيس عشق و ايمان فرامى‌خواند، همين ايمان آتشين بود: ايمان به خدا، حسين عليه السلام، درستى راه، جهاد با دشمنان خدا و سعادت راستين. در شب عاشورا، امام حسين عليه السلام در سخنانى، بيعت خويش را از گردن خويشان و يارانش برداشت و به آنان فرمود: «هركس از شما دست يكى از افراد خاندان مرا بگيريد و از مهلكه دور شويد؛ زيرا هدف اصلى يزيديان من هستم و آنان با شما كارى ندارند.» سخنان رهبر حزب الله، چون جرقّه‌اى كه در انبار باروت افتد، سراپاى آنان را شعله‌ور ساخت و گويى محكى بود كه عيار ايمانشان را هويدا كرد و هر يك با