عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٨


رفتند.
پس از ورود اهل بيت عليهم السلام به كوفه و مجلس عبيداللّه، ميان آن ملعون و حضرت زينب عليها السلام و امام سجاد عليه السلام گفت و گويى در گرفت و عبيدالله از سخنان استوار و كوبنده آنان به خشم آمد و در يك لحظه تصميم گرفت امام سجاد عليه السلام را به قتل رساند، ولى حضرت زينب (س) با شجاعت و ايثار هرچه تمامتر، امام سجاد عليه السلام را در آغوش گرفت و اجازه نداد كه جلّادان عبيدالله او را ببرند و فداكارانه گفت: «اگر مى‌خواهيد او را بكشيد، بايد از روى جنازه من بگذريد!» عبيدالله از واكنش حضرت زينب (س) بسيار شگفت زده شد و از تصميم خود در گذشت.» «١»
خشنودى امام عليه السلام از خواص‌
بى گمان، انديشه، گفتار و كردار امام معصوم مورد رضايت خداوند است و رفتار و كردار امام حسين عليه السلام در رويداد كربلا نيز به گونه‌اى بود كه خداوند به تمام و كمال از آن‌
خشنود است؛ چنانكه بنابر روايات، آيه مباركه زير خطاب به آن امام همام عليه السلام است:
«يا ايَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى الى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً» «٢»
اى نفس مطمئن! به سوى پروردگارت باز گرد در حالى كه تو از او و او از تو خشنود است.
همين رابطه ميان امام و پيروانش برقرار بود. آنان عاشق و شيفته امام بودند و به فرمان‌هايش، بى چون و چرا تن در مى‌دادند و با تحمل همه سختى‌ها و رنج‌ها، هيچ ترديدى به خود راه نمى‌دادند و بلكه اظهار شادى و خشنودى نيز مى‌كردند. نقل است شب عاشورا، برير با عبد الرحمن مزاح مى‌كرد كه عبدالرحمن گفت: «برير! آيا اينك، هنگام مزاح است؟!» برير پاسخ داد: «خاندان من مى‌دانند كه در جوانى و پيرى اهل ياوه و مزاح نبوده‌ام، ولى از اين كه در آستانه شهادتم، بسيار خوشحالم. فردا با شمشيرهايمان به نبرد اينان مى‌رويم و از اين روست كه مزاح مى‌كنم.» «٣» امام حسين عليه السلام نيز از وجود اين‌