عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٠


٤- فروختن خوشنودى خدا به خشنودى خلق:
به دست آوردن خشنودى ذات مقدّس الهى والاترين آرزوى انسان‌هاى وارسته است و بندگان راستين خدا و جامعه سالم اسلامى، همواره مى‌كوشند تا به چنين مقام ارجمندى دست يابند؛ چنان كه مسلمانان صدر اسلام در ركاب رهبر والامقام خويش همواره در پى خشنودى خداوند بودند و هيچ چيز را با آن سودا نمى‌كردند. اما اين ويژگى ارزشمند، اندك اندك از ميان رفت و مردم، خشنودى پليدترين آدميان روى زمين را به جاى خشنودى خداوند برگزيدند.
نقل است كه چون كاروان حسينى در كربلا بازايستاد. عبيدالله نامه‌اى به امام نوشت و از او خواست كه يا بيعت كند و يا كشته شدن را برگزيند. امام عليه السلام وقتى نامه را خواند، آن را پرتاب كرد و فرمود:
«لاافْلَحَ قَوْمٌ اشْتَرَوْا مَرْضاتِ الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِقِ» «١»
مردمى كه خشنودى آفريده را با ناخشنودى آفريدگار معامله كنند، رستگار نخواهند شد.
و آن گاه كه امام عليه السلام در منزل «بيضه» با حرّ و سپاهش روبه‌رو شد، ازگمراهى و تباهى مردم خبر داد و فرمود:
«... الا انَّ هؤُلاءِ قَدْ لَزِمُوا طاعَةَ الشَّيْطانِ وَ تَرَكُوا طاعَةَ الرَّحْمنِ وَ اظْهَروا الْفَسادَ وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَىْ‌ءِ وَاحَلُّوا حَرامَ اللَّهِ وَحَرَّمُوا حَلالَهُ» «٢»
آگاه باشيد كه اين جماعت، به زير فرمان شيطان درآمده و اطاعت خداى رحمان را ترك كرده و تباهى را آشكار ساخته و حدود الهى را به كنار نهاده و بيت المال را صاحب شده و حرام خدا را حلال و حلالش را حرام كرده‌اند.
٥- ترك امر به معروف و نهى از منكر:
فريضه ارزشمند «امر به معروف و نهى از منكر» ضامن اجراى احكام اسلام و بقاى شريعت آسمانى است. قرآن مجيد در اين باره‌