عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣


مى‌خورد كه در منابع تاريخى، از آن سخن رفته است.
٧- ترك تولّى و تبرّى:
يكى از وظايف مسلمانان، بيزارى از دشمنان خدا و دوستى با خدا و اولياى اوست كه آن را «تبرّى و تولّى» مى‌گويند. بنابر اين وظيفه دينى، مسلمانان بايد در موضعگيرى‌هاى سياسى- اجتماعى خود، همواره اصل دشمن داشتن و دوستى كردن براى خدا را در نظر گيرند و روابط فردى و اجتماعى خود را بر محور آن تنظيم كنند. قرآن مجيد در چند سوره بارها از «تبرّى» سخن گفته «١» و در آياتى پرشمار، با واژه‌هاى «حبّ»، «ودّ»، «ولايت» و مانند آن، از تولّى يادكرده است. امام صادق عليه السلام نيز در سخنى ژرف، اين فريضه الهى را با دين برابر دانسته، مى‌فرمايد:
«هَلِ الدينُ الَّا الْحُبُّ وَ الْبُغضُ» «٢»
آيا دين، چيزى جز دوستى و دشمنى [براى خدا] ست؟!
با اين همه، اين اصل ارزشمند، از دهه‌هاى دوم و سوم هجرى به بعد فراموش شد و بلكه مى‌توان گفت، مردم به عكس آن عمل كردند؛ به دشمنان خدا و اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله، دست يارى و دوستى دادند و با دين خدا و عترت پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان راستين به دشمنى پرداختند و عاشورا نقطه اوج اين رفتار نابخردانه است. سردمداران حزب اموى، ازاصل تولّى و تبرّى و مصاديق آن به خوبى آگاه بودند؛ چنان كه ابن عساكر نقل مى‌كند، روزى عمروعاص در سايه كعبه نشسته بود و در آن ميان، امام حسين عليه السلام را ديد كه به سوى كعبه مى‌آيد. به اطرافيانش گفت: «اين مرد، امروز نزد اهل آسمان، محبوب‌ترين فرد روى زمين است.» با اين حال، آنان بر لجاجت و عناد خود نسبت به اهل بيت عليهم السلام، پاى مى‌فشردند.
نقل است كه چون اهل بيت امام حسين عليه السلام را همراه سرهاى مقدّس شهيدان به شام آوردند، پيرمردى به آنان نزديك شد و گفت: «خدا را سپاس كه مردان شما را كشت و مردم را از شر آنان رهايى بخشيد و اميرالمؤمنين، يزيد، را بر آنان پيروز ساخت.» در اين‌