عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥


فاسد به ضد ارزش‌ها روى آورده‌اند.
قرآن مجيد از اين حقيقت تلخ چنين ياد مى‌كند:
«فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ اضاعُوا الصَّلوةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً» «١»
آن گاه، پس از آنان جانشينانى بر جاى ماندند كه نماز را تباه ساختند و از هوس‌ها پيروى كردند، و به زودى [سزاى‌] گمراهى [خود] را خواهند ديد.
درآيه پيش، سخن از پيامبران پاك و ذريه صالح آنان و نعمت يافتگان الهى رفته است كه همواره با عبادت و ذكر و سجده و گريه، درحال عبادت و نيايش با خداى بزرگند و اين، طريق انسانيت و بهترين گونه عمل صالح است و در اين آيه، خداوند خبر مى‌دهد كه برخى از جانشينان آن عابدان صالح، كسانى بودند كه رسم جانشينى را به جاى نياوردند و ارزش‌هاى الهى را فراموش كردند. مصداق كامل اين ارزش‌ها نماز است كه پايه عبوديت حق است. «٢»
از ابوسعيد خدرى نقل است كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از تلاوت اين آيه فرمود:
شصت سال ديگر، كسانى خواهند آمد كه نماز را چنين تباه مى‌كنند و در پى شهوات مى‌روند ... و اينان، قرآن را تلاوت مى‌كنند، ولى قرآن از حنجره آنان فروتر نمى‌رود. «٣»
درباره تباه ساختن نماز، در فصل پيش اندكى سخن گفته شد. به نمونه زير دقت كنيد: پس از آن كه معاويه بر اوضاع چيره شد، به سوى كوفه رفت و در نخيله، نماز جمعه اقامه كرد و در خطبه‌ها گفت: «به خدا سوگند، من با شما نجنگيدم تا نماز بخوانيد و روزه بگيريد و حج به جاى آوريد و زكات بدهيد! من تنها از آن رو با شما