عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٥


فصل دوم: ريشه‌هاى عبرت‌انگيزحادثه عاشورا
به گواهى تاريخ، حادثه عاشورا فاجعه‌اى دينى بود كه اهل بيت رسالت عليه السلام را به سوگ نشاند، اهل آسمان و زمين را در حيرت فرو برد، صفحه سياهى بر تاريخ انسان افزود، لكّه ننگى بر دامان ستم نهاد، و آدميان را در برابر فرشتگان شرمنده ساخت و ...
حادثه‌اى بود كه نبايد روى مى‌داد، بندگان مخلص خدا نبايد به مسلخ مى‌رفتند، حرمت پيامبر را نبايد مى‌شكستند، سر مقدّس حسين بن على عليهما السلام را- كه جز براى خدا فرو نيامده بود- نبايد بر فراز نيزه مى‌بردند و در حالى كه زنان بنى اميه و بنى زياد در كاخ به سرمى‌ب
عبرت‌هاى عاشورا ٥٥ نمونه‌هايى از تحريف‌ها ..... ص : ٤٨
ردند، نبايد دختران پيامبر صلى الله عليه و آله را به اسيرى در شهرها و بيابان‌ها مى‌گرداندند.
يزيد نبايد بر لب و دهان امام حسين عليه السلام كه بوسه گاه پيامبر بود- با چوب مى‌نواخت و ...
از سوى ديگر، مسلمانان مى‌بايد از فرزند رشيد پيامبر صلى الله عليه و آله و تربيت شده زهرا عليها السلام و على عليه السلام به دفاع برمى‌خاستند، همه بايد در برابر حكومت غاصب اموى مى‌ايستادند، مردم مى‌بايد به جاى «حزب الله»، «حزب شيطان» را قتل عام مى‌كردند، نيروهاى مسلّح اسلام مى‌بايد به جاى سينه ياران امام حسين عليه السلام، سينه ياران يزيد را نشانه مى‌رفتند و به جاى پيامبر صلى الله عليه و آله، على و فاطمه عليهما السلام، بايد ابوسفيان، معاويه و هند جگرخوار به عزاى فرزندان خود مى‌نشستند. اينك دو پرسش بسيار مهم مطرح است: نخست اين كه به راستى چرا چنين شد و رويدادى بدين گونه ناگوار و مصيبت بار پديد آمد، و دوم اين كه براى دور ماندن جامعه انسانى از چنين رويدادهايى چه بايد كرد. اگر پاسخ پرسش نخست را به خوبى در يابيم، پاسخ پرسش دوم نيز به آسانى آشكار مى‌شود. رهبر عزيز